گفتاردهم؛ چارچوب های معماری سازمانی

بسمه تعالی

دانشگاه وپژوهشگاه عالی دفاع ملی وتحقیقات راهبردی

پژوهشکده دکترین، ترازیابی و معماری

گروه معماری و طراحی دفاعی امنیتی نظام اسلامی

آنچه ازمعماری باید آموخت

گفتاردهم

چارچوب های معماری سازمانی

برنامه‌ریزی معماري سازمان

اردیبهشت 13

بسمه تعالی

برنامه‌ریزی معماري سازمان

اين روش تجاري تلاش دارد تا راهنمايي براي مشخص كردن دو رديف نخست چارچوب زكمن فراهم كند. حوزه (برنامه‌ریز) و مدل‌سازمانی (دارنده) در سال 1992 منتشر شد. اين روش رويكردي داده پيشران دارد كه قصد آن تضمين كيفيت سیستم‌های اطلاعاتي با تمركز بر تعريف مدل تجاري باثبات، تعريف وابستگی‌های داده‌ای قبل از پیاده‌سازی سيستم و سفارش پیاده‌سازی فعالیت‌ها مبتني بر وابستگی‌های داده‌ای هستند.

برنامه‌ریزی معماری سازمان فرايندي براي معماري سازماني تعريف می‌کند كه بيشتر بر مهارت‌های بين فردي و تکنیک‌های ساماندهي و هدايت پروژه‌های معماري سازماني، برآوردن تعهدات مديريتي، ارائه برنامه براي مديريت و رهبري سازماني در فرآيند گذار از برنامه تا پیاده‌سازی تأكيد دارد.

برنامه‌ریزی معماری سازمان تنها دو رديف اول چارچوب زكمن را پوشش می‌دهد. درواقع مفهوم آن اين است كه فقط برنامه‌ریزی تجاري مورد توجه واقع می‌شود و توجهي به طراحي تكنيكي يا پیاده‌سازی آن نداريم. عمدتاً در سیستم‌های اطلاعاتي صنعتي و تجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اصول عمده كه كاربرد چارچوب برنامه‌ریزی معماری سازمان را راهنمايي می‌کند شامل موارد زير است.

  • سازمان بايد در هر زمان و مکان در دسترس باشد.
  • اطلاعاتي بايد براي برآورده كردن نيازهاي تغييرات تجاري سازگاري داشته باشد.
  • در سرتاسر سازمان، استانداردها و يكپارچگي داده وجود داشته باشد.
  • سیستم‌های داده‌ای سازماني بايد يكپارچه شوند.

ساختار برنامه‌ریزی معماری سازمان در شكل (7.2) نمايش داده‌شده، هر بلوك، یک‌فاز از فرآيند كه بر چگونگي تعريف معماری‌های مرتبط و برنامه‌های توسعه‌یافته تأكيد دارد را نشان می‌دهد.

جنبه اول: نقطه شروع را نشان می‌دهد. اين فعالیت‌ها يك روش مشخص و مناسب را تعيين می‌کند. مواقع، افرادي كه بايد درگير شوند و ابزارهايي كه بايد مورداستفاده قرار گيرند تعيين می‌شوند و اطلاعات جمع‌آوری می‌شود و يك برنامه كاري نوشته می‌شود.

جنبه دوم: ساخت يك مبناي مبتني بر دانش از فرآيندهاي تجاري و اطلاعات موردنیاز مبناي سیستم‌های جاري نيز در اين مرحله به دست می‌آید و اين مبنا شامل مخزني از سیستم‌های كاربردي داده و خط‌مشی فنّاوری است.

جنبه سوم: معماري آينده ما را برنامه‌ریزی می‌کند. اين مرحله شامل تعريف معماري داده توسط فهم انواع اصلي داده‌های موردنیاز کسب‌وکار است. اين معماري، سیستم‌های اطلاعاتي و انواع اصلي سیستم‌های كاربردي موردنیاز را براي مديريت داده و پشتيباني فرآيندهاي تجاري تعريف می‌کند. معماري فناوري خط‌مشی آن براي ايجاد محيطي جهت معماري سیستم‌های اطلاعاتي و داده مشخص می‌شود.

جنبه چهارم: پیاده‌سازی را موردتوجه قرار می‌دهد. اين مرحله شامل تعريف توالي پیاده‌سازی سیستم‌های اطلاعاتي، ساخت برنامه براي پیاده‌سازی، آماده‌سازی تحليل هزينه، سود و تعريف خط‌مشی براي انتقال از وضعيت جاري به وضع مطلوب است.

برنامه‌ریزی معماری سازمان توسط (اسپیواک،1992) به‌طور دقيق و همراه با جزئیات توضيح داده‌شده كه راهنماي فعالیت‌های فرآيندهاي برنامه‌ریزی معماری سازمان را فراهم می‌کند. علاوه بر تعريف نقش‌ها و مسئولیت‌ها براي هر فاز، وظايف تشکیل‌دهنده، توسط راهنماي مشخص براي تكميل آن‌ها با تعريف تحویل‌دهنده‌ها كه براي توليد موردنیاز است تعريف می‌شود.

چارچوب معماري يكپارچه

اولين نسخه از معماري سازماني يكپارچه اختصاصي معماری سازمانی یکپارچه در سال 1996 معرفي شد كه اين چارچوب متأثر از چارچوب زكمن و عقايد اسپیواک است. نسخه موجود تركيبي از معماری سازمان یکپارچه قبلي و سازمان‌های مشاوره‌ای است. هر مجموعه بايد به‌عنوان يك ستون عمل كند و بايد به‌عنوان يك سيستم طراحی‌شده باشد اين امر يكپارچگي همه عناصر را تضمین می‌کند ‌که سيستم در روش موردنیاز درست عمل کند.

اين چارچوب معماري سازمان را مجبور می‌کند كه از تخصيص کسب‌وکار فنّاوری توسط يكپارچه كردن همه جنبه‌های معماري يك نسخه كلي بهره‌مند شود. به‌عنوان‌مثال نسخه معماري سازماني بايد شامل کسب‌وکارهای به هم مرتبط، اطلاعات، سیستم‌های اطلاعاتي، زیرساخت و جنبه‌های امنيتي و دولتي باشد.

عدم استفاده از چارچوب يكپارچه سبب اتلاف زمان و هزينه به علت ناكارايي و پيچيدگي ساختار سازمان می‌شود. شکل 7.2 نمايي از حوزه اين چارچوب را نشان می‌دهد.

شکل 2. 7 نسخه بهبود یافته  چارچوب معماری یکپارچه

معماري سازمان يك داروي كلي براي همه دردها در جهان کسب‌وکار فناوري اطلاعات و ارتباطات نيست درواقع معماری براي اهداف خاصي جوابگو است و بايد هنگام ضرورت مورداستفاده قرار گيرد. چارچوب معماري سازماني يكپارچه توضيح و نشان دادن ارتباطات و وابستگی‌ها و تأثيرات و پیچیدگی‌های موضوع موردمطالعه براي همه سهامداراني است كه در اين برنامه معماري درگير هستند.

اصول اصلي این چارچوب شامل موارد زیر است

  • معماري سازمانی یکپارچه براي راهنمايي مديران در همه موضوعات است.
  • می‌تواند براي تعيين وظايف و فعالیت‌های لازم تعريف شود.
  • سازمانی یکپارچه می‌تواند پیچیدگی‌های عناصر موردبررسی را نشان دهد.
  • سازمانی یکپارچه می‌تواند افرادي را كه در فرآیندها درگير هستند را نشان دهد.
  • سازمانی یکپارچه روابط و وابستگی‌ها را نشان می‌دهد.
  • سازمانی یکپارچه راهنماي افراد در همه فعالیت‌های معماري است.

قسمت‌های معماري اصلي كه براي معماري يكپارچه لازم و ضروري است شامل موارد زير است:

  • يا کسب‌وکار، نقطه شروع و توضيح همه عناصر کسب‌وکار و ساختارها در حوزه
  • كه از کسب‌وکار و توضيح واضح از نيازهاي اطلاعاتي به‌دست‌آمده و جریان‌ها ارتباطاتی كه می‌توانند براي مشخص كردن وظايفي كه خودکار شدن رادارند.
  • سیستم‌ها و وظايف مشخص پشتيباني خودکار شده.

 همه اين نواحی بايد با يكديگر به روشي كه مجموعه‌ای هماهنگ از ارتباطات ايجاد شود مرتبط شوند. يكپارچگي اين جنبه‌ها براي طراحي معماري يكپارچه لازم ضروری است.

معماري فني اشتراكي

نسخه اول معماری فنی اشتراکی در 22 اوت سال 1996 عرضه شد و به‌سرعت براي همه سیستم‌های C4I جديد و به‌روز شده در وزارت دفاع آمریکا تجويز شد. ايجاد نسخه دوم از آن در سال 1997 شروع شد. قابليت اجرا و حوزه نسخه دوم آن براي توزیع در فنّاوری اطلاعات در همه سیستم‌ها گسترش يافت. وزارت دفاع آمریکا نسخه سوم آن را در ژوئن سال 1998 شروع شد. نسخه سوم آن شامل زير قلمروهاي بيشتر بود و با مدل مرجع فني جديد وزارت دفاع آمریکا متحد شد. نسخه چهارم آن در سال 2002 تهیه شد. با توجه به افزايش بی‌سابقه داده و اطلاعات، ضروري است كه براي اجراي برنامه‌ریزی عملياتي و تصمیم‌گیری در مورد يك عمليات، گردش اطلاعات ميان عناصر مختلف عمليات، سريع شود.

معماری فنی اشتراکی حداقلي از استانداردها را فراهم می‌کند كه هنگامی‌که اجرا می‌شوند گردش اطلاعات را تسهيل می‌کنند. مفهوم اخير آن بر روي قابليت ارتباط با بخش‌های ديگر و استانداردسازی فنّاوری اطلاعات متمركز است. این چارچوب دارای اصول زیر است:

  • معماری فنی اشتراکی براي تعيين استانداردهاي الزامي نواحي خدماتي كه قابليت برقراري ارتباط با بخش‌های ديگر دارند، براي پیاده‌سازی درون سیستم‌های جديد و به‌روز شده به‌کاربرده می‌شود.
  • الزامي در آن بايد در سیستم‌هایی پیاده‌سازی شوند كه به اينترفيس يا خدمت معماری فنی اشتراکی متناظر نياز دارند.
  • معماری فنی اشتراکی يك سند پیش‌نگر است. فراگيري و ايجاد عملكرد جديد يا در حال ظهور را هدايت مي‌كند و پايه و اساسي در جهتي فراهم می‌کند كه سیستم‌های موجود به سمتش حركت خواهند كرد.

چارچوب معماری فنی اشتراکی اطلاعاتي را فراهم می‌کند كه به ايجاد و نمايش معماری‌ها می‌پردازد. اين چارچوب قوانين، راهنمايي و توصيفات محصول را براي ايجاد و نمايش معماری‌ها، ارائه می‌کند تا مخرج مشتركي براي فهم، مقايسه و یکپارچه‌سازی معماری‌ها در طول و عرض وزارت دفاع آمریکا فراهم كند.

وزارت دفاع آمریکا اين كار را از طريق تعريف مجموعه‌ای به هم مرتبط از نگرش‌ها انجام می‌دهد عملياتي، سيستمي و فني. شكل قبل ارتباط بين اين نگرش‌ها را نشان می‌دهد. تعاريف زير براي ارائه فهم مشتركي از سه نگرش فراهم‌شده است:

نگرش معماري عملياتي

اين نگرش توصيفي است از وظايف و عناصر عملياتي و جریان‌های اطلاعاتي كه براي انجام عملیات نظامي نياز است.

نگرش معماري فني

اين نگرش مجموعه‌ای از حداقل قوانيني است كه نظم، رفتار متقابل و قابليت برقراري ارتباط بخش‌ها يا عناصر سيستم را اجرا می‌کند؛ و هدفش اين است كه سيستم، مجموعه‌ای مشخص از نيازها را برآورده كند.

نگرش معماري سیستم‌ها

اين نگرش، توصيفي گرافيكي از سیستم‌ها ارتباطات بين آن‌هاست كه از عملکردهای جنگي پشتيباني می‌کند.

راهنما چارچوب: بدنه اصلي كه به‌عنوان هسته شناخته می‌شود مجموعه‌ای از عناصر JTA است كه شامل نواحي خدمت اينترفيس ها و استانداردها است. هر بخش به چهار زير بخش تقسيم می‌شود:

  • هدف، حوزه و پس‌زمینه
  • و ناحيه خدمت
  • الزامي
  • در حال ظهور

قلمروها و زير قلمروها

يك قلمرو گروهي از سیستم‌ها را نشان می‌دهد كه در نيازهاي عملكردي، رفتاري و عملياتي مشتركي باهم شريك هستند. زير قلمروها تجزیه‌ای از قلمرو به زیرمجموعه‌ای از سیستم‌های به هم مرتبط را نشان می‌دهند كه وجه اشتراک‌های بيشتري را بهره‌برداری می‌کنند.

هماهنگی (گروه معماری وطراحی دفاعی امنیتی نظام اسلامی) دانا

. Enterprise Architecture Planning

. Enterprise Architecture Planning

. Integrated Architecture Framwork

. Gemini Ernest & young

. Joint technical Architecture