گفتارهفدهم ؛ معماری سازمانی

بسمه تعالی

دانشگاه وپژوهشگاه عالی دفاع ملی وتحقیقات راهبردی

پژوهشکده دکترین، ترازیابی و معماری

گروه معماری و طراحی دفاعی امنیتی نظام اسلامی

آنچه ازمعماری باید آموخت

گفتارهفدهم

معماری سازمانی

(تئوری سازی ونظریه پردازی)

اردیبهشت 1397

بسمه تعالی

تئوری سازی و نظریه‌پردازی

مهم­ترین و اصیل­ترین مرحله تحقیق و توسعه اطلاعات و علوم بشر، همانا تئوری سازی و نظریه‌پردازی است که بیان روابط نامشهود بین پدیده­هاست و به‌صورت حدس و الهام حاصل می­شود. البته باید توجه داشت که این ابهامات، حدس­ها یا فرضیات اتفاقی نبوده بلکه از نحوه نگارش کلی به موضوع نشأت می­گیرند، لذا بینش­های فلسفی و گرایش­های اعتقادی محقق که غالباً به‌طور اصولی پذیرفته‌شده و در هر عملی متجلی می­شود، تأثیر عمده­ای در این قسمت و به‌تبع آن، در مراحل بعدی به‌جا خواهد گذاشت.

مدل­سازی

مدل­سازی که در مرحله دوم تحقیق است، ابزاری از سنخ منطق، برای تسهیل جریان تئوری در عینیت و ظهور و تجلی آن به شمار می­رود. مرحله سوم آزمون مدل است و این­که آیا می­تواند تئوری را به عینیت منتقل کند یا نه؟ و در صورت مثبت بودن جواب، به‌کارگیری آن مدل است. برای اجرا کردن و عینیت بخشیدن به تئوری که این سه، به ترتیب بر هم حاکم هستند. البته باید دانست در تحقیق­های مختلف، هر یک از مراحل فوق ممکن است به‌تناسب، شامل چند مرحله کوچک­تر باشد که در اینجا نیازی به طرح آن جزییات نیست.

دانش و اطلاعات بشر را به‌صورت موضوعی می­توان در سه حوزه زیر ملاحظه نمود:

  • فلسفه، منطق، علوم

این سه مجموعه بر هم حاکم بوده و برای تحقیق در هرکدام از روش‌های مناسب به ترتیب زیر بهره جست:

  • روش فلسفی
  • روش منطقی
  • روش تجربی

بنابراین هر تحقیق اعم از آن­که به هر یک از روش­های فلسفی، منطقی یا تجربی انجام شود، دارای سه مرحله متوالی است که حاصل بحث را می­توان در جدول شش مشاهده کرد.

 

 

 

 

جدول 2. 6 مراحل و روش­های تحقیق

 

 

 

روش تحقیق

مراحل تحقیق

فلسفی

منطقی

تجربی

تئوری سازی (تحقیق بنیادی)

طبقه‌بندی پدیده­ها و حدس رابطه‌ای هدف‌دار بین آن‌ها

 

 

مدل­سازی (تحقیق کاربردی)

 

تسهیل جریان، تئوری در عینیت و ظهور و تجلی آن

 

آزمون مدل و کاربرد آن (تحقیق توسعه‌ای)

 

 

-آیا مدل می­تواند تئوری را به عینیت منتقل کند؟

-به‌کارگیری مدل برای عینیت بخشیدن به تئوری

 

 

نظرات مختلف در مورد جایگاه تحقیق تطبیقی

نظر اول: اگر دامنه بحث را در ستون سوم جدول شش، یعنی «روش تحقیق تجربی» محدود کنیم، می­توان گفت این روش علاوه بر آن­که خود متضمن مراحل تئوری سازی، مدل­سازی و آزمون مدل است، شکل­های مختلف نیز دارد، به‌عبارت‌دیگر برای تحقیق علمی از استراتژی­های مختلفی استفاده می­شود که مهم­ترین آن‌ها عبارت‌اند از: تحقیق میدانی (پیمایش)، روش تاریخی، روش کتابخانه­ای، تحقیق موردی و تحقیق آزمایشگاهی.

به‌عنوان اولین نظر و یا احتمال، باید گفت در برخی از موارد، مطالعات تطبیقی هم‌عرض انواع روش­های علمی فوق­ قلمداد شده است، در این صورت حالت بسط یافته ستون سوم جدول هفتم و نمودار سوم درخواهد آمد.

 

جدول 2. 7 نظر اول

 

 

 

روش تحقیق

مراحل تحقیق

آزمایشگاهی

میدانی (پیمایشی)

تاریخی

...

تطبیقی

تئوری سازی

 

 

 

 

 

مدل‌سازی

 

 

 

 

 

آزمون مدل و کاربرد آن

 

 

 

 

 

 

 

نظر دوم: احتمال دیگری که در مورد جایگاه تحقیق تطبیقی وجود دارد، این است که بگوییم روش تطبیقی، روش مستقل و خاصی است که در تمام سطوح تحقیقات اعم از بنیادی (تئوری پردازی)، کاربردی (مدل­سازی) و توسعه­ای (به‌کارگیری مدل) و در تمام انواع روش­های علمی، اعم از تاریخی، کتابخانه­ای، میدانی و ... موضوعیت دارد، یعنی چنانچه یک فضای سه‌بعدی را در نظر بگیریم که یک محور آن نشان‌دهنده روش علمی و زیرمجموعه­های آن محور دیگر، نشان‌دهنده سطوح مختلف یا مراحل تطبیق و محور سوم نیز مستقلاً نشان‌دهنده تحقیق تطبیقی باشد، این مطلب را به‌صورت نمودار سه می­توان ترسیم کرد.

                

 

تاریخیکتابخانه­ایمیدانی

تطبیقی

غیر تطبیقی

توسعه ای

کاربردی

بنیادی

روش تحقیق علمی

تحقیق تطبیقی

سطوح تحقیق

 

 

نمودار 2. 3 نظر دوم

 

 

 

نظر سوم: احتمال سوم در مورد جایگاه تحقیق تطبیقی که می­توان آن را در یک دسته­بندی منطقی و صحیح­تر بیان کرد، این است که بگوییم روش تحقیق علمی دارای انواع مختلف است، برای مثال می­توان از انواع تاریخی، توصیفی، میدانی (پیمایشی) و کتابخانه­ای نام برد. همچنین هر تحقیق نیازمند اطلاعات است که برای این کار ابزارهای متفاوتی مطرح است: مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه، مطالعه و ... به همین ترتیب هر تحقیقی نیازمند تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و پردازش و استنباط و استنتاج از آن‌هاست. در این زمینه روش­های مختلفی بکار گرفته می­شود. در این مرحله روش تطبیقی می­تواند کارایی بهتری داشته باشد. می­توان عنوان کرد که تطبیق یکی از روش­های تجزیه‌وتحلیل است. بحث فوق در جدول هشت نشان داده‌شده است.

 

 

جدول 2. 8 نظر سوم

 

 

 

روش تحقیق

انواع استراتژی تحقیق

ابزار جمع­آوری اطلاعات

روش جمع­آوری اطلاعات

روش تجزیه‌وتحلیل

فلسفی

تاریخی

مصاحبه

جامعه

تطبیقی

نظری

توصیفی

پرسشنامه

 

 

علمی

میدانی

مطالعه

نمونه

غیرتطبیقی

کتابخانه­ای

مشاهده

 

 

 

 

تذکر: در نمودار فوق روابط ستونی است و در تناظر سطرها روابط خاصی مدنظر نیست

اینک به بررسی احتمالات مذکور پرداخته یکی از آن‌ها را برای تبیین جایگاه تحقیق تطبیقی انتخاب می­کنیم. در احتمال اول، تحقیق تطبیقی به‌صورت یکی از زیرمجموعه‌های روش تحقیق علمی آمده، اما به نظر می­رسد که اولاً تحقیق تطبیقی محدود و مقید به حوزه علوم نبوده و در حوزه­های دیگر نیز مصداق دارد. وجود عناوینی همچون: فلسفه تطبیقی، فقه تطبیقی و ... دلیل بر این مدعاست. ثانیاً به نظر می‌رسد نمی­توان تحقیق تطبیقی را هم‌عرض عناوینی همچون تحقیق کتابخانه­ای، میدانی، تاریخی و ... دانست، زیرا در همه این نوع تحقیقات می­توان تحقیق را به‌صورت تطبیقی یا غیرازآن انجام داد، لذا چنین جایگاهی نمی­تواند جایگاهی دقیق و صحیح برای تحقیق تطبیقی باشد.

در احتمال دوم نیز ایراد محدود نمودن تحقیق تطبیقی به حوزه تحقیقات علمی وارد است و این­که محور سوم در جدول هشت نشان‌دهنده مطالعات تطبیقی است، اولاً با توجه به آنچه بیان شد هم‌عرض و هم‌وزن محور اول و دوم نیست و ثانیاً دسته­بندی زیرمجموعه­های آن نیز کامل و دقیق نیست، زیرا باید مقوله­ای را دسته­بندی می­کرد که مطالعات تطبیقی یکی از زیرمجموعه­های آن باشد و چنین دسته­بندی خاصی ارائه نشده، لذا این جایگاه نیز نمی­تواند چنان رسا و مناسب باشد.

با توجه به آنچه گذشت، به نظر می‌رسد احتمال سوم با تسامح نسبت به این­که یکی از ایرادات وارده احتمالات اول و دوم، یعنی محدود نمودن تحقیق تطبیقی به حوزه علوم را دارد، دارای نکته قوی و جدید است که در آن نه‌تنها مطالعات تطبیقی هم‌عرض انواع تحقیقات کتابخانه­ای، میدانی و تاریخی قلمداد نشده و همچنین هم‌عرض و در مقابل روش تحقیق علمی و سطوح تحقیقات قرار نگرفته است، بلکه به نکته ظریف و دقیقی اشاره‌شده و آن این­که تحقیق تطبیقی، روشی است برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات، آن‌هم نه یک روش تحقیق مستقل و نه یک روش جمع­آوری اطلاعات. بدین ترتیب جایگاه تحقیق تطبیقی، در تجزیه‌وتحلیل اطلاعات است.

  1. الگوی تجزیه‌وتحلیل تطبیقی در مدیریت

همان‌طور که در مباحث پیشین متذکر شدیم، تغایر، همه‌جا وجود دارد و در انواع و انحای مختلف از طریق مقایسه و تطبیق، قابل‌مشاهده است. البته روشن است که دو چیز کاملاً متفاوت و مختلف باهم مقایسه نمی‌شوند و هم‌چنین دو چیز کاملاً یکسان نیز باهم مقایسه و تطبیق نمی­گردند، بلکه انجام مقایسه و تطبیق زمانی میسر است که بین پدیده­های موردبررسی، شباهت­ها و تفاوت­هایی وجود داشته باشد. لیکن گفتنی است که زمینه­های تطبیق و مقایسه دو پدیده، به حدی متنوع و وسیع است که انجام مقایسه و تطبیق به‌طور مطلق و احصای تمامی تفاوت‌ها و تشابهات دو یا چند پدیده، امری تقریباً محال است. حتی برفرض این­که چنین امری نیز ممکن باشد، اصل استفاده بهینه از منابع و امکانات آن را تجویز نمی­کند، زیرا در این صورت باید نیروها و منابع بسیار زیادی صرف این امر شود و نهایتاً انبوهی از اطلاعات به وجود آید که صرفاً بخش ناچیزی از آن مورداستفاده پژوهشگران یا مدیران قرار می­گیرد و البته برای پیدا کردن آن بخش ناچیز هم باید تلاش زیادی صرف شود.

بنابراین با توجه به موضوع مذکور و برای استفاده بهینه از مطالعات تطبیقی، باید اقدام به «طبقه­بندی» کرد. تقسیم و طبقه­بندی اموری است بدیهی و بی­نیاز از تعریف که همراه انسان روی زمین پیداشده است. به تعبیری دیگر، زندگی انسان تماماً بر اساس نوعی تقسیم­بندی بناشده است. (مظفر،1366: 128)

این موضوع در مباحث منطق جایگاه خاص و مهمی دارد. علمای منطق در تعریف لفظی آن گفته‌اند: «تقسیم شیء عبارت است از تجزیه و تفریق آن به اقسام مختلف». (همان: 127)

یکی از فواید تقسیم­بندی این است که انسان در بررسی خود، ضمن تقسیم موجودات، توسط انواع معانی آن‌ها را از همدیگر مشخص و متمایز می­کند و از این طریق مجموعه­ای از مفاهیم و معانی برای وی حاصل می­شود. فایده دیگر تقسیم­بندی، در تدوین اقسام علوم و فنون نمودار می­شود که از این طریق می­توانیم ابواب و فصول هر یک از علوم را معلوم کنیم. تقسیم­بندی، امکان می­دهد که محقق قضایا و مسائل هر بابی را تنها به موضوع آن باب اختصاص دهد. (همان:128)

هنوز مسئله به‌طور کامل حل‌نشده است، زیرا پدیده­ها را می­توان به اشکال مختلف طبقه­بندی کرد. می­توان متغیرها را از جنبه­های مختلف و متعدد ملاحظه و طبقه­بندی کرد و از پدیده­های واحد، مشاهدات و توصیفات مختلفی استخراج کرد. همچنین می­توان از زوایای گوناگون بر اشیا نظر کرد، چنان‌که بتوان گفت: همه‌چیز را می­توان از راه­های بی­شمار تقسیم کرد.

بسیاری از منازعاتی که در مسائل اجتماعی و حتی مسائل طبیعی بین مردم و یا متفکران واقع می­شود، ناشی از تفاوت نگرش به جنبه­های مختلف مسائل است و چون طرفین در حدود موضوع و تعاریف، اشتراک ندارند، لذا اختلافات حل‌نشده و کشمکش­ها ادامه می‌یابد و این‌همه در پرتو این واقعیت است که همه‌چیز را می­توان به انواع متعددی طبقه­بندی و به بخش­های بی­شماری تقسیم کرد. همان‌طور که در مباحث گذشته تحت عنوان «نگرش­های مختلف به ...» مشهود بود، متفکران هر یک به‌تناسب بامنظور خود مفهوم واحدی را به اجزای متفاوت تقسیم می­کنند و حتی خود نگرش­ها نیز در ضمیر خویش، نوعی دسته­بندی و تقسیم همراه دارند.

بنابراین طبقه­بندی واحدی که موردپذیرش عموم بوده و جوابگوی تمام مباحث و مسائل باشد، وجود ندارد و نمی­توان در یک مجموعه، از طبقه­بندی­های متفاوت بهره جست، زیرا امکان تداخل طبقات و ناسازگاری آن‌ها وجود دارد و مهم­تر این­که هر طبقه­بندی مبتنی بر نگرش و مشرب فکری خاص، بار ارزشی و جهت لازم را در خود دارد، لذا استفاده از هر طبقه­بندی، دانسته یا ندانسته بار ارزشی و جهت­گیری خاصی را دیکته می­کند؛ بنابراین برای انجام تحقیق تطبیقی، محقق باید بتواند موضوع­های مختلف را در مجموعه­ای که مبتنی بر نگرش و مبنایی واحد بوده، طبقه­بندی نماید، یا چنین مجموعه­ای را از طبقه­بندی­های رایج انتخاب کرده و در این حالت نوعی «الگوی مطالعات تطبیقی» حاصل می­شود که خود متشکل از طبقه­بندی­های منسجم و هماهنگی است که مجموعاً یک نظام را می­سازند و در آن روابط مابین طبقه­ها و اجزا، به‌صورت طولی و عرضی مشخص می­شوند که به این مجموعه «الگوی مطالعات تطبیقی» اطلاق می­شود.