گفتارپانزدهم؛ معماری سازمانی

بسمه تعالی

دانشگاه وپژوهشگاه عالی دفاع ملی وتحقیقات راهبردی

پژوهشکده دکترین، ترازیابی و معماری

گروه معماری و طراحی دفاعی امنیتی نظام اسلامی

آنچه ازمعماری باید آموخت

گفتارپانزدهم

معماری سازمانی

(فرایندهای وضعیت جاری)

اردیبهشت 1397

بسمه تعالی

  1. بایدها و نبایدهای (الزامات) اصول معماری سازمانی

هر سازمان بر اساس نوع مأموریت و نیازمندی­های خود بایستی به اصول ویژه‌ای در معماری توجه کند.

  • معماری باید بر اساس قصد یا نیت مدنظر در استفاده از معماری طراحی و تبیین شود. توانایی در توسعۀ معماری احتیاج به راهنمایی و هدایت دارد تا انتظارات خاصی از کاربرد معماری و محصولات آن برآورده شود. معماری باید با منظور خاص و برای مستمعین خاص تضمین شود تا اطمینان حاصل گردد که انتظارات متقاضیان ذینفع آن برآورده می­شود.
  • معماری باید توسط قانون تأیید شود. سازمان‌ها باید به قانون، خط‌مشی و مقررات پایبند باشند. البته این امر مانع از ارتقای فرآیند کسب‌وکار نمی­شود. سازمان‌ها باید از قوانین، مقررات و خط­مشی­های بیرون آگاه باشند. با توجه به گسترش معماری، مدیریت و امنیت داده­ها و تغییر در قوانین و خط­­­مشی‌ها ممکن است به تغییر فرآیند معماری یا کاربردها منجر شود.
  • معماری تغییر را تسهیل می­کند. در تغییر ناگهانی محیط فناوری اطلاعات، سازمان‌ها به ابزاری نیاز دارند تا کسب‌وکار و رشد فنی و تغییر را مدیریت و کنترل نماید. هر اندازه چرخۀ حیات توسعۀ فنی کوتاه­تر شود، (با قراردادن فناوری­های جدید به‌جای سیستم­های قدیمی در دوره هجده‌ماهه)، سازمان‌ها بیشتر به یک جهش معماری برای کسب طراحی سیستم و محیط عملیاتی نیاز خواهند داشت. توسعه‌دهندگان سیستم و معماری ارشد باید از هماهنگی بین سرمایه­گذاری در فناوری و عملکرد و کسب‌وکار مطمئن شوند. معماری باید در ارزیابی طرح سرمایه­گذاری و کنترل فرآیند امور مالی مورد استفاده قرار گیرد.
  • معماری سازمان باید منعکس‌کننده طرح راهبردی سازمان باشند. معماری نهایی (هدف) وقتی بالاترین ارزش را دارد که با طرح راهبردی سازمان و سایر راهنمایی­ها در سطح شرکت، مفاهیم و طرح­ریزی­ها بیشترین هماهنگی را داشته باشد. معماری سازمان باید با هماهنگی طراحان راهبردی ایجاد و توسعه یابد به همان ترتیبی که هماهنگی با کارکنان عملیاتی انجام می­شود.
  • معماری به‌طور مستمر تغییر می­کند. سازمان دائماً به‌سوی آینده تعیین‌شدۀ خود تحول می­یابد. همان‌طوری که معماری امروز به سمت معماری نهایی حرکت می­کند، معماری وضعیت موجود به‌طور مستمر به سمت معماری نهایی حرکت می­کند.
  • معماری نهایی باید سه الی پنج سال آینده را طرح­ریزی و برجسته نماید. چرخۀ حیات فناوری دائم رو به کاهش است و محصولات جدید، فناوری اطلاعات به سرعت در بازار ظاهر می­شوند. نیازمندی­های اطلاعاتی آتی سازمان و نیازمندی زیرساخت فنی آن به‌سرعت در حال تغییر هستند. نتیجه آنکه هیچ‌کس نمی­تواند پیش­بینی نماید که چه کسب‌وکاری طی 10 تا 20 سال آینده غالب خواهد شد و چه نوع توانمندی در فناوری اطلاعات و منابع در دسترس خواهد بود.
  • معماری فرایند استاندارد و محیط عملیاتی مشترک را فراهم می­کند. اشتراک، سازگاری متقابل را توسعه می­دهد، اجتناب از هزینه و همگرایی را بهبود می­بخشد. برای مثال، یکپارچگی مدل­های فعالیت و نمودارهای ترتیبی عملیات معماری از نظر کسب‌وکار و مدل مراجع فنی و پیش­بینی فناوری از نظر فنی به محیط عملیاتی مشترک کمک می­کند که زیرساخت منطقی و فیزیکی سازمان را ایجاد کند. معماری سیستم و معمار ارشد باید مطمئن شوند که بین امور مالی فناوری و کسب‌وکار هماهنگی وجود دارد. ثمرۀ یک محیط عملیاتی مشترک که ریشه در کسب‌وکار استاندارد دارد، ساختار دادۀ بهبودیافته است.
  • محصولات معماری به‌خوبی داده­های جمع‌آوری‌شده توسط خبرگان و قلمرو صاحبان کار است. معماران توسط اطلاعات سازمانی پوشش داده نمی­شوند. لازم است معمار، اطلاعات موردنیاز معماری را از اعضای سازمان، کسانی که دانش فرآیند کسب‌وکار و اطلاعات مربوطه را دارا می­باشند، جمع­آوری نمایند. خبرگان موضوع تحت بررسی می­توانند کارکنان عملیاتی، نمایندگان حوزه­ها، توسعه­دهندگان سیستم، طراحان نرم­افزار و غیره باشند. صاحبان قلمرو، مدیران مسئول محل­های خاص کسب‌وکار هستند. ایجاد و توسعۀ معماری می­تواند فرآیندی کند باشد که بستگی به دسترسی معمار به خبرگان موضوع تحت بررسی و صاحبان قلمرو (کار) دارد. اعتبار معماری می­تواند محدود به‌دقت داد­های جمع‌آوری‌شده شود. توسعۀ معماری یک فرآیند تکراری از جمع­آوری اطلاعات و مصاحبه­ها برای تأیید و بررسی اعتبار محصولات معماری است.
  • معماری با مسئولیت جمع­آوری داده، جریان موزون ذخیره داده را حداقل می­کند و دسترسی به داده را افزایش می­دهد. داده به‌عنوان دارایی شرکت، کلید چشم­انداز، مأموریت، اهداف و کار معمول روزانۀ سازمان است. هراندازه که یک سازمان کاراتر داده­ها را جمع­آوری، ذخیره و بازیابی نماید و استفاده کند، دارای بهره­وری بیشتری خواهد بود. اطلاعات قدرت است. فرآیند کسب‌وکار توسط جریان موزون و استفاده از داده و اطلاعات به بهترین شکل بهبود می‌یابد. توسعۀ توصیف گره­های اتصال معماری، ماتریس تبادل اطلاعات و دیگر مدل­های اطلاعات به طراحی سامانه‌های مدیریت داده کمک خواهند کرد.
  • معماری نهایی باید برای کنترل رشد تنوع فناوری استفاده شود. پذیرش ناگهانی محصولات جدید فناوری اطلاعات به‌آسانی می­تواند سبب معرفی مجموعۀ متنوعی از محصولات فناوری اطلاعات باشد که ممکن است کاملاً با زیرساختار موجود سازمان سازگار نباشد. این امر انتخاب و پیاده­سازی فناوری را ضرورت می­بخشد. معماری نهایی باید همراه با فرآیند مرور امور مالی و طرح­های الحاقی فناوری استفاده شود. تکیه کردن بر معماری به‌عنوان اجزای یکپارچه تصمیم­گیری فناوری اطلاعات به کنترل شناخت محصولات ناسازگار کمک می­کند (مؤسسۀ آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، 1384: 92-89).
    1. فرآیند معماری سازمانی

فرایند مجموعه‌ای از فعالیت‌های مرتبط، با ترتیب و توالی مشخص است که ورودی‌ها را به خروجی‌های با ارزش تبدیل میکنند. دو موضوع در تعریف فرایند اهمیت دارد. اول این که فرایند بایستی در راستای اهداف سازمان باشد و دوم این که فرایند بایستی ارزش افزوده برای سازمان ایجاد کند.

فرایندهاي موجود درهر سازمان را می‌توان به سه دسته کلان تقسیم بندي نمود:

  • تولیدی یا اصلی: این فرایندها محصول یا خدمات سازمان را براي مشتریان ارائه می‌کنند.
  • پشتیبانی: پشتیبانی‌کننده فرایندهاي اصلی هستند و هدف آن‌ها تهیه منابع و مواد مورد نیاز براي تولید (ارائه خدمت) است.
  • مدیریتی: هدایت‌کننده و هماهنگ‌کننده فرایندهاي تولیدي و پشتیبان هستند، اهداف و شرایط را در نظر می‌گیرند و به دنبال جلب رضایت مشتري و محقق نمودن اهداف سازمان هستند. فرایندهای مدیریتی در واقع نقشه راه سازمان را مشخص می‌کنند.

می‌توان برای سازمان‌ها چرخه حیاتی در نظر گرفت که در گذر زمان از مراحل مختلفي عبور می‌کند. یکی از این مراحل مهم در حیات سازمان‌ها حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب و مديريت این تغييرات است. لذا چرخه حیات سازمان‌ها مجموعه‌ای از فرایندهاست که پیوسته در حال اجرا هستند.

يكي از مهم‌ترین فرآيندهایي كه امروزه در سازمان‌ها، در كنار ساير فرآيندها، وجود دارد فرایند معماری سازمانی است. اين فرآيند شامل مراحل مشخصي است كه بايد به‌صورت پيوسته اجرا شوند. به‌عبارت‌دیگر فرآيند معماري سازماني امري نيست كه یک‌بار براي هميشه انجام شده و كنار گذاشته شود. اين فرآيند، مانند ساير فرآيندهاي اصلي سازمان، فرآيندي است كه بايد همواره در حال اجرا باشد.

فرایند معماری سازمانی مجموعه اقدامات مشخص و تعریف‌شده است که برای نیل به هدف معماری انجام می‌شود. فرایند معماری سازمانی به ترتیب به سه مرحله کلی برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات، برنامه معماری سازمانی و اجرای معماری سازمانی تقسیم می‌شود و هر مرحله به‌عنوان پیش‌نیازی برای مرحله بعدی به شمار می‌آید. در فرایند معماری بعد از مرحله برنامه معماری سازمانی که شامل توصیف معماری وضعیت جاری، معماری وضعیت مطلوب و استراتژی انتقال می‌شود، مرحله اجرای معماری سازمانی که شامل پیاده‌سازی، راه‌اندازی و پشتیبانی از معماری سازمانی مطابق با طرح‌های اجرایی و انتقالی تهیه شده در مرحله برنامه سازمانی است، شروع می‌شود. به بیان دیگر، فرايند معماري سازماني مرکب از سه حلقه به شرح زیر است که در امتداد یکدیگر زنجیره تدوین و اجرای معماری را می‌سازند.

  • برنامه‌ریزی راهبردي فناوري اطلاعات،
  • برنامه‌ریزی معماري سازماني،
  • اجراي معماري سازماني.

این مراحل در شکل یک نشان داده شده است. همان­طور که در این شکل مشخص است، این فرآیند شامل مراحل مشخصی است که باید به‌صورت پیوسته اجرا شود و مانند سایر فرآیندهای اصلی سازمان بایستی همواره در حال اجرا باشد.

در معماري سازماني مشخص مي‌شود چگونه نقش‌ها،‌ قدرت و مسئولیت‌ها توزيع، كنترل و مشخص می‌شود و چگونه اطلاعات بين سطوح مختلف مديريت جريان می‌یابد. به‌بیان‌دیگر، معماري سازماني يك نقشه سازماني است كه ساختار مأموریت و اطلاعات مورد نياز سازمان، فناوری‌های لازم براي پشتيباني از آن‌ها را تشريح و فرایندگذار براي پیاده‌سازی اين فناوری‌ها را بيان می‌کند.

برنامه­ریزی راهبردی فناوری اطلاعات: در این مرحله چشم‌انداز، اهداف درازمدت و کوتاه‌مدت و فرصت­های سازمان در حوزه فناوری اطلاعات استخراج می­شود. خروجی این مرحله به‌عنوان راهنمای اصلی در برنامه­ریزی معماری سازمانی به کار گرفته می­شود.

برنامه­ریزی معماری سازمانی: در این مرحله معماری سازمانی تعریف و طرح­های اجرایی راه­اندازی می­شود.

اجرای معماری سازمانی: در این مرحله معماری سازمانی مطابق با طرح­های اجرایی و انتقالی تهیه شده در مرحله برنامه­ریزی معماری سازمانی پیاده­سازی، راه­اندازی و پشتیبانی می­شود. این کار شامل مراحل پیاده­سازی معماری سازمانی و نگهداری و به‌روزرسانی معماری سازمانی است. جزئیات این مراحل بسته به نوع چارچوب معماری انتخاب‌شده و روش‌های مهندسی نرم­افزار سازمان‌ها فرق می­کند. بنا به نظر شجاعان (1393)، فرایند معماری سازمانی دارای بخش‌های زیر است.

 

شکل 11.2. مراحل فرآیند معماری سازمانی (شجاعان،1393)

بنا به نظر کرمی  و دقایقی(1385) در برخی از مدل‌ها فرآیند معماری سازمانی شامل هفت مرحله به شرح زیر است:

چشم­انداز، اهداف و اصول معماری سازمانی: این مرحله با تعریف پروژه، تعیین گروه مجری و تخصیص بودجه شروع می­شود. هدف از این مرحله به دست آوردن تعریفی اولیه از چشم­انداز، اهداف و ساختار سازمان و هم­چنین شناسایی عوامل کلیدی موفقیت است. روش کار همانند همه روش­های برنامه­ریزی راهبردی عبارت است از تعریف رسالت، تعیین چشم­انداز، فهرست کردن سلسله‌مراتب اهداف اساسی یا راهبردی سازمان (بلندمدت و کوتاه‌مدت)، تبیین سیاست­های کلی و خط­مشی­ها و شناسایی و رده­بندی عوامل کلیدی موفقیت.

شناخت وضعیت موجود: این مرحله را تحلیل مبنا می­نامند. منظور از مبنا همان وضع موجود فناوری اطلاعات در سازمان هنگام آغاز پروژه معماری سازمانی است. هدف تحلیل مبنا پاسخگویی به این پرسش­هاست که سازمان از ‌نظر فناوری اطلاعات در حال حاضر کجا قرار دارد و از چه امکانات و ساختاری برخوردار است. تحلیلگران باید وضع موجود سازمان را از چهار جنبه کسب‌وکار، مجموعه اطلاعاتی، برنامه­های کاربردی و زیرساخت فنی مشخص کنند.

تعریف معماری مطلوب: این مرحله اصلی­ترین مرحله در فرآیند معماری سازمانی است. در این قسمت، معماری هدف یا وضعیت مطلوب سازمان تعریف و طراحی می­شود. این کار باید به گونه­ای انجام شود که عناصر سازنده معماری سازمان و ارتباط بین آن‌ها در مدل به‌روشنی تعریف شده باشد. روش کار این است که هر یک از جنبه­های معماری با توجه به اصول فناوری اطلاعات تعیین‌ و سپس در یک معماری جامع با هم ادغام می­شوند.

شناسایی فرصت­ها و تحلیل کمبودها: هدف از این مرحله شناسایی و تعیین فرصت­هایی است که با استفاده از آن‌ها می­توان به معماری مطلوب نزدیک­تر شد. منظور از فرصت، هر امکان فنی، انسانی یا مالی بالقوه موجود در سازمان است که به‌سادگی می­توان برای تحقق اهداف کوتاه‌مدت یا درازمدت سازمان از آن استفاده نمود. نکته دیگر سنجش فاصله وضع موجود تا معماری مطلوب و تشخیص شکاف‌­هایی است که برای حرکت از وضع موجود تا معماری مطلوب باید پر شود. این فعالیت را تحلیل کمبودها می­نامند. هدف از تحلیل کمبودها، تشخیص پروژه­هایی است که باید برای رفع نواقص در معماری مبنا اجرا شوند.

طراحی و تحلیل گزینه­های انتقال: در این مرحله یک یا چند سناریو برای انتقال از وضع موجود به وضع مطلوب تعریف و طراحی می­شود. سپس با توجه به کلیه عوامل سازمانی از قبیل عوامل مدیریتی، مالی، سیاسی و محیطی باید یکی از آن‌ها انتخاب شود. باید به خاطر داشت که همیشه پیشرفته­ترین راه­حل، مناسب­ترین راه نیست.

پیاده­سازی معماری مطلوب: این مرحله معمولاً شامل پروژه­های کوتاه‌مدت و زودبازده است که نتایج آن‌ها برای انجام بقیه پروژه­ها اساسی است. معمولاً در این مرحله استانداردهای سازمانی به‌عنوان اولین محصول معماری سازمانی منتشر می­شود.

بازنگری و بهبود مستمر معماری سازمانی: بازنگری و بهبود مستمر در واقع یک مرحله زمانی در فرآیند معماری سازمانی نیست و باید برای پایش و تصحیح مدام فعالیت­ها و فرآورده­های طرح همواره اجرا شود. معماری مطلوب سازمانی حتی در طول دوره اجرای پروژه نیز ممکن است نیازمند تغییر و بازنگری باشد. برخی از عوامل این تغییر عبارت‌اند از: تغییر در فناوری­های نوین اطلاعاتی، آشکار شدن ضعف تحلیل­های قبلی، تغییرات سازمانی، تغییر در سیاست­ها، اهداف و راهبردهای سازمان و تغییر در قوانین و الزامات محیطی. در هر پروژه معماری سازمانی ضروری است که سازوکار مناسب و کارآمدی برای بازنگری و بهبود مستمر فرآیند معماری سازمانی طراحی و اجرا شود.

اسپواک، 1993 به نقل از خیامی 1393، برای تدوین معماری سازمانی لایه‌های زیر را بیان کرده است.

شکل 12.2 اسپواک، 1993 به نقل از خیامی 1393

 اگر برنامه معماری سازمانی به‌درستی انجام نشده باشد اجرای معماری سازمانی با مشکل مواجه می‌شود. برای اجتناب از به وجود آمدن مشکل در مرحله اجرای معماری سازمانی تعریف و توصیف یک روش برای تدوین برنامه معماری سازمانی، قبل از شروع به اجرای معماری سازمانی، می‌تواند بسیار مفید باشد.

  1. فرایند برنامه معماری سازمانی

معماری سازمانی را می‌توان از نظر گام زمانی به سه دسته کلی معماری وضعیت جاری، معماری وضعیت مطلوب و معماری گذار تقسیم کرد. لذا، روش تدوین برنامه معماری سازمانی برابر نظر شمس و رضایی (شمس و رضایی،1384) باید موارد زیر را مد نظر قرار دهد.

  1. معماری وضعیت جاری سازمان

معماری وضعیت جاری سازمان وضعیت فعلی سازمان را از لحاظ مأموریت‌ها، فرایند‌های کاری و زیرساخت‌های فناوری نشان می‌دهد. معماری وضعیت جاری سازمان از یک سری زیرمعماری به شرح زیر تشکیل می‌شود:

  • معماری کسب‌وکار جاری: در این مرحله کارکردها و قابلیت‌های سازمان شناسایی می‌شوند.
  • معماری داده جاری: داده‌های موجود جهت پشتیبانی از کار را تعریف می‌کند.
  • معماری سیستم‌های کاربردی جاری: سیستم‌های کاربردی موجود جهت مدیریت داده و پشتیبانی از کارکردهای کاری سازمان را تعریف می‌کند.
  • معماری فناوری جاری: فناوری‌های موجود را تعریف می‌کند که پشتیبان سیستم‌های کاربردی اداره‌کننده داده هستند.

بنابراین روش تدوین برنامه معماری سازمانی باید نحوه استخراج تمامی زیر معماری‌های وضعیت جاری را تعریف نماید.

  1. معماری وضعیت مطلوب سازمان

معماری وضعیت مطلوب سازمان وضعیت آتی و مطلوب سازمان را نشان می‌دهد. این معماری شامل زیر معماری‌های زیر است:

  • معماری کسب‌وکار مطلوب: نیازمندی‌های آتی سازمان را در قالب فرآیندهای جدید یا اصلاح شده تعریف می‌کند.
  • معماری داده مطلوب: داده‌های مورد نیاز برای پشتیبانی از کار را تعریف می‌کند.
  • معماری سیستم‌های کاربردی مطلوب: سیستم‌های کاربردی مورد نیاز جهت مدیریت داده و پشتیبانی از کارکردهای کاری را تعریف می‌کند.
  • معماری فناوری مطلوب: فناوری مورد نیاز جهت پشتیبانی سیستم‌های کاربردی اداره‌کننده داده‌ها را تعریف می‌کند.

روش تدوین برنامه معماری سازمانی باید نحوه استخراج تمامی زیر معماری‌های وضعیت مطلوب سازمان را توصیف نماید.

 

  1. استراتژی انتقال

استراتژی انتقال طرحی است که راهبرد و برنامه زمانی لازم برای انتقال سازمان از وضعیت جاری به وضعیت مطلوب را نشان می‌دهد. فرآیند استراتژی انتقال شامل برآورد اثرات استقرار معماری مطلوب بر سازمان، برنامه‌ریزی جهت ایجاد بستر سازمانی مورد نیاز، برنامه‌ریزی جهت پیاده‌سازی مؤلفه‌های معماری مطلوب و شناسایی مخاطرات است؛ بنابراین روش تدوین برنامه معماری سازمانی باید نحوه استخراج مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده استراتژی انتقال را تعریف کند.

  1. فرایند تدوین برنامه معماری سازمانی

برابر شکل زیر فرایند تدوین برنامه معماری سازمانی شامل تدوین معماری وضعیت جاری، تدوین معماری وضعیت مطلوب و تدوین استراتژی انتقال است. برای تدوین معماری وضعیت مطلوب، استراتژی‌های سازمان شامل استراتژی کسب‌وکار و استراتژی فناوری و پیشران‌های معماری شامل پیشران‌های کسب‌وکار و پیشران‌های طراحی مورد نیاز است. البته از مطالعات تطبیقی نیز می‌توان در این بخش استفاده کرد. استراتژی کسب‌وکار، استراتژی فناوری و پیشران‌های کسب‌وکار و پیشران‌های طراحی پیش‌نیاز فرآیند تدوین برنامه معماری سازمانی هستند.

هر گونه تغییری در سازمان ‌بایستی همسو با اهداف، رسالت‌ و راهبردهای کلان سازمان باشد. پیشران‌های معماری عبارت‌اند از کلیه تهدیدها و فرصت‌هایی که سازمان از نظر خدمات و فناوری‌های اطلاعات در معرض آن‌ها قرار دارد.

مطالعات تطبیقی

معماری وضع موجود

معماری وضع مطلوب

استراتژی انتقال

پیشران‌های طراحی

پیشران‌های کسب و کار

استراتژی فناوری

استراتژی کسب و کار

شروع

پایان

شکل 2. 13 فرآیند تدوین برنامه معماری سازمانی

 

 

  1. فرآیند تدوین معماری وضعیت جاری

هدف از فرآیند تدوین معماری وضعیت جاری تدوین مؤلفه‌های اساسی وضعیت جاری شامل معماری کاری، معماری داده، معماری سیستم‌های کاربردی و معماری فناوری است. فرآیند تدوین معماری وضعیت جاری در شکل زیر ارائه شده است (صمدی اوانسر،98:384).

 

شکل 14.2: فرآیند تدوین معماری و وضعیت جاری

شناسایی و توصیف فرایندهای جاری

شناسایی و توصیف داده‌های جاری

شناسایی و توصیف سیستم‌های کاربردی جاری

شناسایی و توصیف فناوری‌های جاری

شروع

پایان

 

 

  1. فرآیند تدوین معماری کاری وضعیت جاری

 

شناسایی فرایندهای کاری بر اساس مدل مرجع

مدل سلسله مراتبی فرایندهای جاری

شناسنامه فرایندهای کاری جاری

انطباق فرایندهای کاری با داده‌ها، اهداف و استراتژی سازمان

شروع

پایان

ماتریس واحد سازمانی فرایند

در این معماری کارکردها و فرآیندهای اصلی سازمان بر اساس مدل مرجع کاری شناسایی و تدوین می‌شوند. تدوین این مؤلفه از معماری وضع جاری با رویکرد وظیفه‌گرا انجام شده است. فرآیند تدوین معماری کاری وضعیت جاری در شکل زیر ارائه شده است.

 

 

 

شکل 2. 15 فرآیند تدوین معماری کاری وضعیت جاری

 

 

 

 

 

 

  1. فرآیند تدوین معماری داده وضعیت جاری

 

شکل 2. 16 فرآیند تدوین معماری داده وضعیت جاری

در این فرایند زیرساخت داده‌ای سازمان بر اساس مدل مرجع معماری داده توصیف می‌شود. این توصیف شامل ارائه یک مدل سلسله‌مراتبی از موضوعات داده‌ای، گروه‌های داده‌ای و موجودیت‌های داده‌ای، توصیف خصوصیات این موجودیت‌ها و تبادل اطلاعات مشتق از این موجودیت‌ها بین مخاطبین سازمان است. تدوین معماری داده بر اساس معماری کسب‌وکار سازمان انجام می‌شود. بدین‌صورت که طی توصیف کارکردها و فرآیندهای اجرایی، منابع داده‌ای مورد نیاز این کارکردها شناسایی می‌شوند و این منابع داده‌ای شناسایی شده طی الگوی موردنظر در مدل مرجع معماری داده طبقه‌بندی و توصیف می‌شوند. منظور از موضوع داده‌ای اطلاعات کلان موجود در سازمان مانند اطلاعات مالی سازمان است. فرآیند تدوین معماری داده وضعیت جاری در شکل زیر ارائه شده است (صمدی اوانسر،104:384)

 

 

شناسایی موضوعات داده‌ای بر اساس مدل مرجع داده

مدل سلسله مراتبی موضوعات داده‌ای

مدل رابطه موضوع‌های داده‌ای

شناسایی موضوع‌های داده‌ای

شروع

پایان

ماتریس فرایند موضوع‌ها و سیستم‌های موجود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. فرآیند تدوین معماری سیستم‌های کاربردی وضعیت جاری

 

شناسایی سیستم‌های کاربردی بر اساس مدل مرجع سرویس‌ها و کاربردها

فهرست سیستم‌های کاربردی موجود

در این معماری سیستم‌های کاربردی موجود سازمان بر اساس مدل مرجع سرویس‌ها و کاربردها شناسایی می‌شوند. علاوه بر آن، ماتریس‌های کنترلی نیز جهت تطبیق با کارکردها و موجودیت‌های داده‌ای سازمان تدوین می‌گردد. فرآیند تدوین معماری سیستم‌های کاربردی وضعیت جاری در شکل 2. 17 ارائه شده است.

 

 

شناسنامه سیستم‌های کاربردی موجود

انطباق سیستم‌های کاربردی با فرایندهای کاری

شروع

پایان

انطباق سیستم‌های کاربردی با موجودیت‌های داده‌ای

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 17.2 فرآیند تدوین معماری سیستم‌های کاربردی وضعیت جاری

 

 

 

 

شناسایی استانداردها و بسترهای فناوری بر اساس مدل مرجع

فهرست بسترهای فناوری

توصیف مولفه‌های فناوری موجود

انطباق بسترهای فناوری با فرایندهای کاری

شروع

پایان

انطباق بسترهای فناوری با سیستم‌های اطلاعاتی

در این معماری بسترهای فناوری موجود سازمان بر اساس مدل مرجع فناوری شناسایی شده و مؤلفه‌های فناوری موجود سازمان توصیف می‌شود و انطباق بسترهای فناوری موجود با فرآیندهای کاری و سیستم‌های اطلاعاتی موجود سازمان صورت می‌گیرد. فرآیند تدوین معماری فناوری وضعیت جاری در شکل زیر ارائه شده است (صمدی اوانسر،105:384).

 

شکل 18،2فرآیند تدوین معماری بسترهای فناوری موجود سازمان