گفتار نهم ؛ چارچوب های معماری سازمانی

بسمه تعالی

دانشگاه وپژوهشگاه عالی دفاع ملی وتحقیقات راهبردی

پژوهشکده دکترین ، ترازیابی و معماری

گروه معماری و طراحی دفاعی امنیتی نظام اسلامی

آنچه ازمعماری باید آموخت

گفتار نهم

چارچوب های معماری سازمانی

چارچوب معماری سازمانی گروه باز توگاف

چارچوب گارتنر

اردیبهشت 1397

بسمه تعالی

اگر بخواهیم به‌صورت موردی فهرستی از مهم‌ترین چارچوب‌های معماری سازمانی ارائه نماییم می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • چارچوب معماری سازمانی زکمن
  • چارچوب معماری سازمانی فدرال
  • چارچوب معماری سازمانی خزانه­داری
  • چارچوب وزارت دفاع یا C4ISR
  • چارچوب معماری سازمانی گروه باز توگاف
  • چارچوب گارتنر

در ادامه به‌صورت کامل به بررسی هر یک از این چارچوب‌ها پرداخته خواهد شد.

چارچوب معماری سازمانی گروه باز توگاف

این چارچوب مبتنی بر تافیم است که به‌وسیله وزارت دفاع ایجادشده و از سال 1995 توسط گروه باز توسعه پیداکرده است. نگارش هشتم چارچوب معماری گروه باز مجموعه‌ای از چارچوب‌های تثبیت‌شده و ارائه‌شده در نگارش هفتم است. نگارش هشتم از همان روش اصلی برای توسعه معماری فناوری اطلاعات استفاده می‌کند که در سایر نگارش‌های پیشین و ازجمله نگارش هفتم، با تمرکز ویژه بر معماری‌های فنی، تکامل‌یافته است.

باوجوداین، نگارش هشتم روش توسعه معماری خود را در خصوص دیگر حوزه‌های یک معماری سازمانی جامع یعنی معماری کسب‌وکار، معماری داده و معماری کاربرد به همراه معماری فنی به کار می‌گیرد.

حوزه کاربرد چارچوب معماری گروه باز شامل سازمان‌هایی می‌شود که:

  • محصولات و خدمات نهایی آن‌ها در حوزه‌های تجاری و صنعتی باشد.
  • زیرساخت‌های فنی آن مبتنی بر اصول اساسی و ساختار اصلی سیستم‌های باز باشد.
  • تعریف آن از معماری سازمانی شامل موارد ذیل باشد:
  1. معماری فرایند کسب‌وکار: فرایندهایی را تشریح می­کند که کسب‌وکار برای رسیدن به هدف­ها مورداستفاده قرار می­دهند.
  2. معماری کاربردها: تشریح می­کند که چگونه نیازها طراحی می­شوند و چگونه با یکدیگر تعامل دارند.
  3. معماری داده‌ها: تشریح می­کند که داده­های سازمان چگونه سازمان‌دهی شده و قابل‌دسترسی‌اند.
  4. معماری فناوری: به توصیف زیربنای نرم­افزاری و سخت­افزاری که نیازها و تعاملات آن‌ها را پشتیبانی می­کند می­پردازد.

ساختار چارچوب معماری گروه باز

چارچوب معماری گروه باز از سه بخش اصلی تشکیل می‌گردد:

روش توسعه معماری

این بخش نحوه حصول معماری سازمانی یک ارگان خاص را که به نیازمندی‌های کسب‌وکار می‌پردازد توضیح می‌دهد. روش توسعه معماری موارد زیر را فراهم می‌کند:

  • شیوه قابل‌اعتماد و اثبات‌شده توسعه معماری.
  • دیدگاه‌های معماری که معمار را قادر می‌سازد تا به تبادل مفاهیم بپردازد.
  • پیوند دادن معماری سازمانی با مطالعات موردی سودمند.
  • راهنمایی‌هایی درباره ابزارهای توسعه معماری.

زنجیره معماری سازمانی: چارچوب معماری گروه باز تمام امکانات معماری چه در داخل سازمان و چه در صنعت فناوری اطلاعات که یک سازمان در هنگام توسعه معماری‌ها ممکن است آن‌ها را مورد ملاحظه قرار دهد، طبقه‌بندی می‌کند. چارچوب معماری گروه باز دو مدل مرجع را که می‌تواند نقطه شروع زنجیره سازمانی یک ارگان باشد فراهم می‌آورد.

معماری شالوده توگاف: به معماری خدمات و کارکردهای عمومی اطلاق می‌شود که بنیانی فراهم می‌کند تا بر مبنای آن معماری‌های خاص و اصول مبنایی و ساختار اصلی معماری ساخته شود. این معماری شالوده نیز به نوبه خود موارد زیر را در بر دارد:

  • مدل مرجع فنی چارجوب معماری گروه باز که مدل و طبقه‌بندی خدمات سکوهای عمومی را فراهم می‌آورد.
  • پایگاه اطلاعات استاندارد چارچوب معماری گروه باز که پایگاه داده استاندارد صنعتی باز است و می‌تواند برای تعریف خدمات ویژه و دیگر اجزای یک معماری سازمانی خاص مورد استفاده قرار گیرد.
  • مدل مرجع زیرساخت یکپارچه اطلاعات که مبتنی بر معماری شالوده چارچوب معماری گروه باز بود ه و برای کمک به طراحی معماری‌هایی منظور شده است که بینش جریان اطلاعات بی‌مرز را تقویت کرده و از آن پشتیبانی می‌نماید.
  • پایگاه منابع توگاف که مجموعه‌ای از منابع شامل راهنماها، الگوها و اطلاعات زمینه‌ای برای کمک به معمار سازمانی جهت استفاده از روش توسعه معماری است.

چارچوب گارتنر

این چارچوب نه یک چارچوب طبقه­بندی مثل زکمن و نه یک چارچوب فرآیندی مثل توگاف، چارچوبی کاربردی است. گارتنر یک مرکز شناخته شده تحقیقات فناوری اطلاعات و مشاور سازمان‌ها در دنیاست. در سال 2005 گروه رقیب این مرکز با نام گروه متا به گارتنر پیوست و دو مرکز یکی شدند. روش­های گروه متا روی فرآیند متمرکز بود، در حالی که روش گارتنر روی چارچوب تمرکز داشت. چارچوب معماری سازمانی گارتنر یک مفهوم کسب‌وکار، شامل استراتژی کسب‌وکار و گرایش­های داخلی (سیر وقایع داخلی) را که مفهوم کلی برای معماری سازمان فراهم می­آورد، تعریف می­کند.

گارتنر مدعی توسعه دست کم سه دیدگاه به هم وابسته (لازم و ملزوم) است؛ دیدگاه کسب‌وکار، دیدگاه اطلاعات و دیدگاه فناوری. گارتنر باور دارد که هیچ معماری سازمانی موثر نخواهد بود مگر اجرا شود و هیچ معماری سازمانی اجرا نمی­شود مگر چشم­انداز آینده سازمان، رهنمودها و استانداردها در فرآیندهای تصمیم­گیری سازمان لحاظ شوند. معماری سازمانی از دید گارتنر یک راهبرد است، نه از نظر مهندسی بلکه از نظر مقصد سازمان.

به عبارتی، مهم­ترین موضوع از نظر گارتنر این است که سازمان به کدامین سو در حال حرکت است و چگونه به آن­جا خواهد رسید؟ بنابراین معماری سازمان یک اقدام است.

 

چارچوب معماري سازمان توسعه‌یافته

چارچوب معماري توسعه‌یافته توسط مؤسسه توسعه معماري سازماني در سال 2002 معرفي شد. اين چارچوب مبتني بر ایده تأثيرات ديگر چارچوب‌هاي مورداستفاده در آن زمان بود. اثراتي از چارچوب‌های زکمن، چارچوب‌های برنامه معماری سازمانی، چارچوب معماری یکپارچه و چارچوب فدرال در آن دیده می‌شود. درواقع اين چارچوب حاصل چندين سال استفاده از چارچوب‌هاي معماري سازماني بوده است.

در جهان امروز ايجاد ارزش و تبادل ارزش بسيار موردتوجه است و تصمیم‌گیری در سازمان‌ها اغلب با توجه به اين سه مسئله‌ی باارزش، گرفته می‌شود كه عبارت‌اند از: ما بايد قادر باشيم كه مشتري را از آن خود كنيم، مفهومي كه مشتري براي به دست آوردن آن جستجو می‌کند را به دست آوريم و يا زير ساختاري كه اجازه دهد اين مفهوم ایجادشده و يا ارزش مبادله شده را از آن خود كنيم. هرکدام از آن‌ها يك مدل کسب‌وکار متفاوت دارند و هر يك از هسته رقابتي واحدي بهره‌برداری می‌کنند و همچنين هرکدام داراي مفهوم متفاوتي از ايجاد بازگشت سرمایه‌دارند. البته بايد توجه كرد در يك اقتصاد به هم وابسته، تلاش براي به دست آوردن هم‌زمان همه آن‌ها باعث كاهش نرخ بازگشت می‌شود. هنگامی‌که يك شبكه به رقبايش اجازه می‌دهد كه فاصله‌ها را با توجه به پيشنهاد آن‌ها بدون هيچ هزينه اضافي پر كند، داشتن همه اين رقابت‌ها فقط باعث افزايش ريسك بدون افزايش نرخ بازگشت می‌شود. به‌عنوان عاملی كه تغييرات محيطي اقتصادي را تحت تأثیر اينترنت ايجاد می‌کند، می‌توانیم براي پیش‌بینی اينكه آن‌ها پيوستگي و مرزهاي موجودیت‌ها را براي ايجاد يك سازمان توسعه‌یافته چگونه و كجا تغيير می‌دهند دست‌به‌کار شويم. ما می‌توانیم تخمين بزنيم كه چه صنعتي و چه مدلهاي تجاري احتمالاً مورد تهديد قرار می‌گیرند و كدام يك از آن‌ها نجات می‌یابند.

در اين فرآيند ما می‌توانیم راهي كه سازمان‌های ما براي ايجاد ارزش براي مشتريان و سهامداراني كه در آن فعاليت می‌کنند را تغيير دهيم. در فنّاوری، ما قابلیت‌هایی كه براي اين محيط همكاري مناسب است را انتخاب می‌کنیم. این چارچوب بازتاب آخرين توسعه‌ها در بخش‌های گسترش‌یافته معماري سازماني را نشان می‌دهد و از همكاري و برقراري ارتباط با همه سهامداران درگير پشتيباني می‌کند.

امروزه سازمان‌های زيادي براي تسلط بر فضاي كاري خود وارد عمل شده‌اند آن‌ها براي مقابله با شوک‌ها و بيشينه كردن سازگاري با محيط بر روی فناوری سرمایه‌گذاری می‌کنند. آن‌ها از سازگاری‌شان براي شكل دادن و اجرا كردن زمان واقعي گزینه‌های راهبردی استفاده می‌کنند. این‌ها صرفاً سازمان‌های يادگيرنده نيستند ولي از موجوديت مبتني بر عملكرد، به‌طور غیرارادی دفاع می‌کنند اتفاقات را پیش‌بینی می‌کنند. مشكلات براي سازمان‌هایی كه قابليت و توانایی‌های خود را براي سطوح رقابتي به‌روز نمی‌کنند به‌سرعت چند برابرمي شود. به نظر می‌رسد هزینه‌ها از كنترل خارج‌شده و همچنين دانش مربوط به مشتریان متناسب با زمان به‌سرعت تحليل می‌رود.

در مقابل افراد زيرك و باهوش براي تأمين منابع بخش اعظم هسته تجاري از طريق بنگاه‌های بهتر انتخاب می‌شوند. سپس در اين بخش‌ها دوباره باهم ترکیب‌شده تا فرصت‌های خاص را ايجاد کنند: در واقع معماری سازمانی توسعه یافته با فرآیندها و فعالیت‌های توسعه معماري سازماني مبتني بر مرزهاي اصلي مواجه است و محیطی گروهي براي همه موجودیت‌های درگير در اين فرآيند جمعي را تعريف می‌کند.

معماري سازماني توسعه‌یافته يك داروي عمومي براي همه دردهاي موجود در جهان کسب‌وکار و فناوری اطلاعات و ارتباطات داخل و خارج سازمان نيست. در واقع این معماری براي همه اهداف خاص مربوط به خود خدمات ارائه می‌کند و بايد هنگام ضرورت مورد استفاده قرار گيرد. در واقع چارچوب معماري توسعه‌یافته سازمان را به سمت حوزه اش حركت می‌دهد.

اصول اصلي چارچوب معماري توسعه‌یافته شامل موارد زير است:

• ايجاد و نگهداري چشم‌اندازي از آينده كه توسط کسب‌وکار و فناوري اطلاعات به اشتراك گذاشته شده و اين باعث به حركت درآوردن کسب‌وکار به‌طور مستمر می‌شود.

• ايجاد فرآيند معماري سازماني کلی‌نگر و مشتری تا مشتری مبتني بر آينده كه راهبرد کسب‌وکار سازمان را به‌طور صحيح منعكس می‌کند.

• ايجاد چالاكي با كاهش موانع پيچيده و تغييرات بازدارنده.

• افزايش انعطاف‌پذیری سازمان در ارتباط با شركاي خارجي.

• توسعه قابلیت‌های سازماني براي تبديل آن به يك سازمان فعال برای تأمین تقاضاي مشتريان در رقابت با رقبا و خلاقیت‌های محرك.

• كاهش ريسك و آماده كردن سازمان براي مقابله با تغییرات سريع و برنامه‌ریزی نشده.

• جلوگيري از اشكالات کسب‌وکار با وظايف و عملكردهاي مرتبط با فناوري اطلاعات كه نسبت به ديگر فعالیت‌ها غیرعادی است.

• شروع يك برنامه‌ریزی اصلاح فناوری پیش‌رونده.

• ايجاد، پیوند و یکپارچه‌سازی فرآيندهاي تجاري در سازمان.

• آزاد كردن اطلاعات، يكپارچه كردن اطلاعات ذخيره شده كه باعث به تأخير انداختن ابتكار عمل جمعي ميشود مانند مديريت ارتباط با مشتري و تجارت الكترونيكي.

• حذف دوباره‌کاری‌ها و كارهاي هم‌پوشانی شده كه این امر باعث كاهش هزینه‌های پشتيباني می‌شود.

• كاهش زمان تحويل و هزینه‌ها به كمك بيشينه كردن استفاده دوباره از فناوري اطلاعات و كاربردهاي تجاري.

براي به نتيجه رساندن اين اهداف، رويكرد معماري سازماني توسعه‌یافته بايد داراي خصوصيات زير باشد:

  • در حوزه
  • بر همكاري
  • محرك
  • محرك
  • پويا
  • هنجاري
  • تجويزي

چارچوب معماری سازمانی توسعه‌یافته داراي مفهومي مشخص با پیچیدگی‌های وسيع است. با درك هر يك از جنبه‌های خاص يك سازمان معماری‌های سازماني ابزاري بنا می‌کند كه در تصمیم‌گیری‌ها در مورد تغييرات و يا گسترش و توسعه آن‌ها بسيار مفيد خواهد بود.

اين چارچوب شامل چهار رديف و شش ستون و بیست‌وچهار سلول واحد است:

سطح معنايي: مفهوم گسترده سازمان و حوزه مطالعات معماري سازماني را توضيح می‌دهد.

چرا- انگیزه‌های سازماني را نشان می‌دهد. اين سطح مأموریت، چشم‌انداز و دامنه محرک‌های فنّاوری و کسب‌وکار را نشان می‌دهد.

سطح محيطي: ارتباطات کسب‌وکارهای گسترده رسمي و جریان‌های داده‌های اطلاعات را توضيح می‌دهد.

توسط چه كسي - ارتباطات فنّاوری و تجاري در سازمان توسعه‌یافته نشان داده می‌شود. نوع همكاري، طراحي سازمان‌های توسعه‌یافته بايد با مسئله ارزش در شبكه و ساختار قوانين در كل سازمان‌های توسعه‌یافته عمل نمايد.

سطح مفهومي: اين سطح به الزامات اشاره می‌کند.

سطح منطقي: به راه‌حل منطقي ایدئال اشاره دارد.

چگونه - راه‌حل‌های منطقي را در هر جنبه از محيط نشان می‌دهد.

سطح فيزيكي: به راه‌حل‌های فيزيكي محصولات و فن‌ها اشاره دارد.

چه چيزي- اهداف و مقاصد الزامات موجودیت‌های سازمان را در هر جنبه از سازمان توضيح می‌دهد. راه‌حل‌های فيزيكي در هر جنبه از محيط را نشان می‌دهد كه شامل کسب‌وکارها، تغييرات ارتباطي، پشتيباني محصولات نرم‌افزار و ابزارها، سخت‌افزار محصولات ارتباطي است.

سطح انتقال: تأثيرات سازمان تحت راه‌حل پیشنهادشده را توضيح می‌دهد.

چه موقع- مسير انتقال وابستگی‌های مكاني را نشان می‌دهد که توسط موارد تجاري پشتيباني می‌شود را نشان می‌دهد.

هر چهار رديف جنبه‌های متفاوت نواحي سازمان را نشان می‌دهد:

  • يا سازمان: نقطه شروع توضیح همه عناصر تجاري و ساختارها در حوزه را بيان می‌کند.
  • اطلاعات: اين اطلاعات از کسب‌وکار، بيان صريح نیازمندی‌های اطلاعات جریان‌ها و روابطي كه براي نشان دادن وظايف كه قابليت خودكار شدن رادارند اقتباس می‌شود.
  • اطلاعاتي: پشتيباني خودکار از وظايف خاص
  • ساخت فنّاوری: محيط فنّاوری پشتيباني شده براي سیستم‌های اطلاعاتي. همه اين جنبه‌ها بايد به روشي كه مجموعه به هم مرتبطي را نشان دهد با يكديگر ارتباط داده شوند و يكپارچگي همه اين جنبه‌ها براي طراحي معماري سازماني لازم است.

چارچوب معماری سازمانی توسعه‌یافته می‌تواند بسته به دامنه و اهداف و مقاصد معماري سازمان چندين نتيجه به دنبال داشته باشد. به تصوير كشيدن، برقراري ارتباطات و به اشتراك گذاشتن با همه سهام‌داران را نتيجه می‌دهد که این‌یکی از محصولات کلیدی چارچوب معماری سازمانی توسعه‌یافته است اين چارچوب به‌عنوان يك راهنما براي سهامداران به كار مي­رود.

شکل 2. 6 معماری سازمانی توسعه یافته

 

هماهنگی (گروه معماری وطراحی دفاعی امنیتی نظام اسلامی) دانا

 

 

.TOGAF

.Gartner Framework

. Federal Enterprise Architecture Framework(FEAF)

.Treasury Enterprise Architecture Framework (TEAF)

.TOGAF

.Gartner Framework

.TOGAF

. TAFIM

.  ADM

.Taxonomy

.Technical refrence model

. Standard Information Base

. Boundary less information flow

. Gartner framework

. Extended Enterprise Architecure Framework