تحلیلی از وضعیت موجود در ایالت بلوچستان پاکستان و نوار مرزی کشور ج .ا.ا

جمهوری اسلامی پاکستان کشوری در جنوب آسیا با مساحت 804 هزار کیلومتر مربع و 187 میلیون نفر جمعیت به مرکزیت اسلام آباد در موقعیت جغرافیایی 30 درجه عرض شمالی و 70 درجه طول شرقی با جمهوری اسلامی ایران 864 کیلومتر مرز مشترک دارد. این کشور که در اوت سال 1947 میلادی با جدا  شدن از شبه قاره هند به استقلال رسید از گروههای قومی ونژادی مختلفی تشکیل شده است  که دین همه آنها اسلام می باشد و همین دین اسلام باعث پیوند بین نژادها وقومیتهای مختلف در این کشور شده است. پاکستان دارای 4 ایالت پنجاب- سند- بلوچستان و خیبر پختونخواه است که پنجابیها در ایالت پنجاب، سندها در ایالت سند، بلوچها در ایالت بلوچستان و پشتونها در ایالت خیبر پختونخواه متمرکز گردیده اند لذا وجود گروههای ویژه قومی که اکثر مواقع در مقابل هم صف آرایی می کنند  و تنشهایی  را بوجودمی آورند  از دشواریهای اساسی این کشور بحران زده است  یکی از این گروهها  قوم  بلوچ در ایالت بلوچستان در جنوبغربی این کشور و همجوار با استان س وب ایران می باشد . بی ثباتی ، تنشهای قومی و درگیری بلوچهای این ایالت با دولت مرکزی از جمله چالشهای عمده پاکستان در حال حاضر محسوب می شود  که هرگونه نا امنی در ایالت بلوچستان پاکستان بر امنیت و ثبات منطقه شرق ایران و همچنین جنوب افغانستان تاثیر گذار است و نا امنی و بی ثباتی در این ایالت نا امنی  و بی ثباتی را در استان س وب بدنبال دارد و فضای مناسبی را برای اشرار و گروهکهای معاند نظام ج.ا.ا مستقر در پاکستان و مناطق مرزی ج.ا.ا جهت شرارت و اقدامات ایذایی فراهم می کند ، از این رو لذا خشونتهای قومی و فرقه  ای در پاکستان که به نوعی از سوی احزاب و اشرار صورت می گیرد و با عث بی ثباتی و بحران  در این کشور شده اند  نوعی تهدید برای همسایگان خود  از جمله ج.ا.ا محسوب می شود. درگیریها و خشونتهای قومی و طایفه ای در ایالت بلوچستان از دو منظر قابل بررسی است یکی ناشی از اختلافات درون قومی و دیگری اختلافات بین قبایل بلوچ با دولت مرکزی می باشد، بدون شک زمانی  که اجتماع عظیمی از انسانها زندگی مسالمت آمیز دارند اگر مدیریت صحیح و مدیر مدبری نداشته باشند بعلت  اشتراک سهم و تضاد در منافع ناچار به درگیری می شوند ، که این امر موجب اختلافات و کینه توزی های قومی و قبیله ای بصورت ریشه ای گشته و بی ثباتی و بحران در محدوده زندگی آنها پدیدار می گردد در چنین حالتی دشمنان یک کشور از فرصت پیش آمده سوء استفاده کرده و از بحرانهای موجود  به نفع خود استفاده می کنند قبایل  ایالت بلوچستان نیز از این امر مستثنی نیستند، زمانی که طوایف بلوچ در ایالت بلوچستان با هم زندگی می کردند و از شخص بزرگ و ریش سفید آن طایفه  یا قبیله بنام سردار تبعیت می کردند بین آنها هیچ اختلافی وجود نداشت پس از این دوره و با گسترش فرهنگ و رواج شهرنشینی، بلوچها در مناطق مختلف سکنی گزیدند و در این مناطق فردی که قدرت بیشتری داشت سرداری را بدست می گرفت و افرادی که همراه او بودند از همه لحاظ تامین و در امنیت کامل بسر می بردند، پس از مدتی طوایف به گروههای کوچکتر تقسیم شدند و هر گروه دارای  یک سرگروه شدند پس از آنکه جمعیت این گروهها زیاد شد اختلافات آنها نیز شروع گردید که اکثر این اختلافات بر سر حد و مرز و تصاحب مزارع بوده و در این راستا قبایل با یکدیگر وارد جنگ و نزاع گردیده اند  که در این میان و در ایالت بلوچستان بیشتر این اختلافات و درگیریها  بین طوایف مری و بگتی که تقریبا" در یک منطقه زندگی می کنند وجود دارد. یکی دیگر از ریشه های خشونت در ایالت  بلوچستان پاکستان اختلافات قوم بلوچ با دولت مرکزی است مردم بلوچ پاکستان از حکومت مرکزی بیگانه اند زیرا از قدرت سیاسی  و اقتصادی پاکستان  محرومند  و در مناصب سیاسی  و ساختار نظامی نیز جایگاه مناسبی ندارند یکی از دلایلی  کم توجهی به این ایالت ، تمایلات استقلال طلبانه در این سرزمین و درگیری برخی قبایل   با نیروهای نظامی است در نزدیک به 63  سال که  از استقلال پاکستان می گذرد به کرات نیروهای امنیتی و ملی گرایان و قبایل مخالف دولت با یکدیگر درگیر شده اند و روز به روز بر شدت و دامنه این درگیریها افزوده می شود بدین ترتیب یکی از ملموس ترین ریشه هایی که برای خشونت طلبی  و تقویت روحیه دشمن در قبال قوم  بلوچ مطرح می گردد نا برابری اقتصادی  و ثروت میان بلوچها و ساکنان سایر ایالات از جمله پنجابیها می باشد زیرا معتقدند که پنجابی ها همه داشته های آنها را به تاراج برده و در راه منفعت خود بکار گرفته اند   به اعتقاد قبایل   بلوچ  اکثر منابع معدنی  و انرژی پاکستان در بلوچستان وجود دارد اما  سهم ناچیزی از آن به بلوچ ها اختصاص  یافته  است بهمین دلیل آنها خود را مستعمره پنجاب پرجمعیت ترین وقدرتمند ترین ایالت پاکستان  حس می کنند علاوه بر این عوامل دیگری همچون فقدان آگاهی مدنی ، رشد احساسات   قومی در میان اقلیتها و تلاش برای حفظ سلطه ، بازخوانی مجدد تاریخ بمنظور کشف افتخارات قومی و بالاخره افراط گرایی سیاسی نیز در این میان نقش داشته اند  بنابراین هرگونه گسترش خشونتهای فرقه ای  در کشور پاکستان  بر اساس قانون مجاورت می تواند  به شهرهای مرزی جنوب شرق کشور در کنار فقر نسبی موجود  تسری یافته که علاوه بر به چالش کشاندن ضریب نظامی – امنیتی این منطقه ظرفیت پذیرش برخی عقاید انحرافی ، فرقه های ضاله  یا عضویت افراد در گروهکهای تروریستی با توجه به محلی امن در آن سوی مرز یعنی ایالت بلوچستان  پاکستان را فراهم آورند لذا افزایش اصطحکاک و تداوم تنشهای فرقه ای  در پاکستان و احتمال تسری  نا امنی به شهرهای  مرزی  ، یکی از اصلی ترین کانونهای تهدید امنیت منطقه است که می تواند ابزاری برای مداخله جویی قدرتهای فرا منطقه ای مستقردر منطقه با رویکرد بحران سازی ، امنیت زدایی، امتیازگیری و ایجاد تنش های چند بعدی  داخل ج.ا.ا  بکار گرفته شود علاوه  بر آن عدم وجود عزم سیاسی قاطع در میان رجال سیاسی پاکستان   مبنی بر برخورد قاطع با خشونتهای  فرقه ای و مهار آن ، همچنین اتخاذ سیاست دوگانه امنیتی در قبال خشونتهای فرقه ای بر پیچیدگی حل این معضل امنیتی در منطقه افزوده است ، حمایت خزنده از شبه نظامیان طالبان بعنوان یکی از راههای موازنه قوا  با ج.ا.ا  و تضمین عمق راهبردی پاکستان  در افغانستان همواره از سوی اسلام آباد مورد تاکید  بوده است. از سوی دیگر رشد خزنده تفکرات گروههای  وهابی و سلفی  در کشورهای پیرامونی ج.ا.ا  بویژه در کشور پاکستان یکی از تهدیدهای بالفعل امنیتی در حوزه  خارجی ایران و بویژه منطقه جنوب شرق کشور محسوب می گردد ، برنامه وهابیون عربستان و امارات برای سرمایه گذاری در مدارس مذهبی اهل  سنت پاکستان و ترویج تفکرات وهابیت می تواند در آینده زمینه ایجاد و افزایش سازمانهای  مسلحانه فرقه ای را فراهم کند ، بوجود آمدن یک روند رو به جلو در جهت ایجاد مرکزیت اهل سنت ایران و کشورهای شرق آسیا در استان س وب با محوریت مسجد مکی زاهدان، دنباله همین برنامه است . گروههای افراطی در خلال دهه های گذشته تلاش کرده اند با مخالفین و معاندین ایران ارتباط برقرار نموده و فضای امنی در پاکستان برای آنان بوجود آورند ، این پدیده برای مدت کوتاهی در سالهای آغازین پس از پیروزی انقلاب بصورت فعالیت عناصر سازمان مجاهدین خلق ایران در کویته پاکستان مشاهده شد که با اتفاقاتی که برای آنان رخ داد ترجیح دادند مراکز فعالیت خود را به کشورهای دیگر منتقل نمایند ، پس از آن ایجاد تسهیلات برای طلاب جوان اهل سنت ایرانی در مدارس مذهبی تندرو اهل سنت در پاکستان در دستور کار آنها قرار گرفت و همچنان جریان دارد ، شکل گیری و تقویت طالبان با حمایت اساسی سه کشور آمریکا ، عربستان سعودی و پاکستان انجام پذیرفت ، طالبان از بعد دینی با نگاه وهابی گری و دشمنی آشکار با تفکر شیعه و نشان دادن نسخه ای انحرافی از اسلام و حکومت اسلامی ، از بعد سیاسی و امنیتی ایجاد نا امنی و تهدید مرزهای شرقی ایران و تصفیه های قومی و نژادی – دینی در درون افغانستان و ایجاد موج مهاجرت آنان به کشورهای همسایه بویژه ایران ، ترور اتباع ایرانی در پاکستان و افغانستان ، ترانزیت مواد مخدر ، بی ثبات سازی منطقه و ایجاد زمینه حضور و افزایش دخالت قدرتهای بزرگ  همگی در تقابلی آشکار با منافع ملی  و سیاست خارجی ایران داشت

پناه دادن به اشرار و جذب افراط گرایان بلوچ با توجه به فضای مناسب در ایالت بلوچستان بعلت عدم حضور جدی دولت مرکزی و از سویی حمایت سرویسهای اطلاعاتی این کشور از اشرار ایرانی از جمله گروهک جندالشیطان جهت پیشبرد اهداف دولت متبوع خود، پدیده دیگری است که در سالهای اخیر مشاهده شده است ، عبدالمالک ریگی از اشراری بود که برای مدتی در مدرسه بینوری شهر کراچی پاکستان دروس مذهبی را فرا گرفت و سپس یک گروه مسلحانه  بنام جندالله تشکیل داد که محل استقرار آن در خاک بلوچستان پاکستان است ، اعضای این گروه با ورود به خاک ایران عملیات های تروریستی انجام داده و پس از قتل و جنایت به خاک آن کشور متواری و مخفی می شوند . گرچه سرکرده این گروهک در اسفند 1388 توسط نیروهای اطلاعاتی ایران دستگیر و سپس اعدام شد لیکن اعضای گروه همچنان در پاکستان و افغانستان حضور دارند  و تلاش می کنند با حفظ انسجام خود  به ایران ضربه وارد کنند ، در کل افراط گرایان اهل سنت در پاکستان با بهره گیری از همه امکانات سلبی و ایجابی خود تلاش می کنند به هر میزان ممکن فضای تنفسی شیعه  وایران در آن کشور را محدود سازند. وجود جمعیت غالبا" سنی مذهب در منطقه جنوب شرق و موج جدید تحولات فکری – فرهنگی مردم منطقه و گذر از تفکرات سنتی – مذهبی مبتنی بر فقه حنفی  به تفکرات سلفی گری تکفیری و تزاحم آن با مبانی سیاسی – مذهبی ج.ا.ا ابهام امنیتی منطقه را مضاعف و بر پیچیدگی های برقراری امنیت در این منطقه افزوده است ، فعالیت تبلیغی جریان های سلفی در منطقه زمینه های تبدیل شدن اقلیت قومی – مذهبی منطقه  به یک جریان اقلیت گرای قومی – مذهبی ، سیاسی شدن خواسته های قومی و تقویت هویت قومی – مذهبی در این منطقه و به تبع آن ، تضعیف هویت ملی را فراهم می سازد . این جریان اقلیت گرایی که در اثر تحریک جریان های سلفی به راه افتاده ، تشدید احساس محرومیت ، تبعیض و بی عدالتی  در بین مردم منطقه را به دنبال داشته تا جایی که حتی فعالیتهای مستمر دولت در راستای محرومیت زدایی و توسعه در این منطقه کمرنگ جلوه داده شده و این موضوع به نوبه خود تشدید نارضایتی عمومی   در منطقه از حکومت مرکزی را به دنبال دارد که در نهایت منجر به ایجاد بستری مناسب جهت فعالیت و سوء استفاده گروهک های تروریستی در منطقه می شود.   بوجود آمدن گروهک تروریستی با تفکرات سلفی تکفیری و انجام اقدامات تروریستی در برخی شهرهای منطقه ( مانند انفجار در مسجد علی بن ابیطالب (ع)ومسجدجامع زاهدان) خود مهر تاییدی بر وجود جریان های سلفی – تکفیری در منطقه می باشد . این گروهک ها  تحت حمایت قدرت های فرا منطقه ای بویژه آمریکا و سرویس های اطلاعاتی برخی کشورهای منطقه ای قرار دارند . وجود تفکرات خاص برخی مولوی های اهل سنت مبتنی بر مباح بودن قاچاق مواد مخدر جهت امرار معاش ، موجب بوجود آمدن نوعی از مشروعیت  برای این پدیده شوم در منطقه گردیده که تشدید فعالیت باندهای  مافیایی قاچاق مواد مخدر و شرارت های سازمان یافته رابدنبال داشته است. اختلافات قومی در پاکستان از شروع تاسیس این کشور در سال 1947 میان بازیگران سیاسی بلوچستان و دولت مرکزی پاکستان بروز کرده و به خشونت و جنگ انجامیده است ، بررسی وقایع دهه های اخیر در بلوچستان پاکستان نشان می دهد که این منطقه با آشوب ، نا آرامی و شورش های خونین علیه دولت مواجه بوده است . این تحولات که بیشتر با شاخصه هایی همچون اعتراض ، نافرمانی و در نهایت خشونت توصیف می شود  از این جهت که تاثیر گذاری بر بلوچ های ایران که دارای اشتراکات زبانی ، قومی ، فرهنگی و مذهبی با بلوچ های پاکستان می باشد دارای اهمیت و حساسیت ویژه است ، در نتیجه نا بسامانی ها در ایالت بلوچستان و عدم کنترل مراکز دولتی در این منطقه از سوی دیگر و همچنین با توجه به اعتراف عبدالمالک ریگی در مورد حمایت بعضی دولت های منطقه و کشورهای بیگانه از وی و گروهش جهت ضربه به نظام ج.ا.ا ، کشور پاکستان و بویژه ایالت بلوچستان پناهگاه مطمئنی برای اشرار و افراد معاند نظام می باشد ، هم جواری استان س و با ایالت بلوچستان پاکستان دارای تبعاتی برای امنیت ایران است  که نکات ذیل در همین راستا قابل بیان می باشد :

1- هرگونه تحولات امنیتی ایالت بلوچستان  پاکستان بر امنیت و ثبات منطقه ای در شرق ایران و جنوب افغانستان و گذرگاه آبی نیز تاثیر گذار خواهد بود.

2- مناطق پهناور با جمعیت کم ، پراکنده و خالی از سکنه بستر مناسبی را جهت انجام فعالیتهای پنهانی کشورهای بیگانه فراهم کرده است .

3- بلوچستان و قبایل بلوچ به جهت مرز طولانی و فاصله نزدیک با مرزهای ایران به شدت مورد سوء استفاده سازمان های وهابی با حمایت عربستان و رژیم صهیونیستی بوده که با همین  انگیزه هزینه های مالی   و اقتصادی فراوانی را به ظاهر صرف امور عمرانی ، رفاهی و به ویژه تاسیس مدارس مذهبی با گرایش های سلفی نموده اند.

 4- قرار داشتن بلوچستان  و برخی از قبایل بلوچ در مسیر ترانزیت و قاچاق مواد  مخدر بویژه در نواحی که قدرت مرکزی کنترل و نظارت کمتری بر آن دارد  ، همچنین فعالیت گروههای  قومی بلوچ مخالف دولت مرکزی که از آنها به اشرار مسلح  بلوچ یاد می شود همواره تهدید کننده مرزهای مشترک و هرگونه تبادل و انتقال انرژی بین ایران و جنوب آسیا   به شمار می رود.

5- یکی دیگر از دلایل اختلال در امنیت استان س وب ایران مسئله وهابیت و گسترش آن با پشتوانه مالی عربستان سعودی و سایر کشورهای خارجی می باشد ، از دیدگاه وهابیت ایران و بویژه استان س وب شرایط مناسبی جهت تبلیغ و توسعه فرقه وهابی دارد ،  از جمله دلایل این امر وجود اقلیت اهل سنت و همچنین سکونت آنها در نوار مرزی کشور می باشد . تاثیر تبلیغات مسموم وهابیون مبتنی بر اینکه جمهوری اسلامی یک نظام شیعی است نه حکومت اسلامی ، باعث می شود اشرار   براحتی در قالب  مذهب بر ضد نیروهای دولتی عمل کنند.

در مجموع می توان اینگونه بیان نمود که تحرکات ضد امنیتی بلوچستان ایران ماهیتا" با خشونت های بلوچستان  پاکستان متفاوت است، بر خلاف شرایط سیاسی – امنیتی  بلوچستان پاکستان که در آن چندین قبیله قدرتمند این ایالت به مبارزه مسلحانه علیه دولت مرکزی روی آورده اند و خشونت بصورت فزاینده ای تشدید می شود در بلوچستان ایران، تعرض و مخالفت مسلحانه که هر از چند گاهی صورت می گیرد ماهیتا" ناشی از خصومت های فردی مخالفان سیاسی ، اشرار و سرکردگان باندهای قاچاق است نه مخالفتهای  خشونت بار قبیله ای و طایفه ای علیه دولت مرکزی با این وجود تشدید خشونت ها در مجاورت  مرزهای ج . ا . ا می تواند تبعات و آثار مخربی برای امنیت مرزهای کشور در پی داشته باشد.

منابع:

- گپار منطقه جنوب شرق