مدل مطلوب رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه ی خلیج فارس با تاکید بر فرصت های سیاسی، فرهنگی، نظامی و اقتصادی در افق 1404

چکیده:نقطه عطف این پژوهش مطرح نمودن نظریه امت واحده اسلامی به عنوان یک تئوری برتر برای یافتن راه حل منطقه گرایی و همگرایی در منطقه ی خلیج فارس است. این اندیشه در درون خود به خوبی پاسخی برای تمام مشکلات مطرح در دیگر تئوری ها را داراست.

با توجه به مبنا قرار دادن اندیشه ی اسلامی منطقه گرایی و با استفاده از مدل سیبرنتیکی مطالعات منطقه­ای طرح کلی منطقه ی خلیج فارس بدست آمد و با استفاده از مدل فایده، هزینه- تهدید، فرصت خواست ایران در منطقه منطبق بر این نظریه تکمیل گردید. در انتها نیز با توجه به داده های مدل سیبرنتیکی و مبنا قرار دادن ارمان جامعه اسلامی مدل مطلوب برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برای گام نهادن در این راه مطرح گردید.

ساماندهی الگوهای رفتاری در منطقه خلیج فارس از نگاه جمهوری اسلامی ایران

برای ساخت سیستم تابعه مورد نظر ایران برای مدیریت منطقه خلیج فارس پس از شناخت کاملی که از ساختار قدرت جهانی، خواست کشورهای منطقه، نقاط قوت و ضعف آنان، فرآیندهای درون منطقه ای و خواست و توانمندی ایران بدست آورده ایم اقدام به تدوین مدل مطلوب ایران می نماییم.

آنچه در تئوری سیبرنتیک مهم است تقسیم سیستم به دو بخش کنترل کننده و کنترل شونده می باشد و برای کاربرد عملی آن قبل از هر چیز لازم است به ترسیم سیستم تابعه خلیج فارس بر این اساس پرداخته شود. از این روی با توجه به موضوع این پژوهش، کنترل کننده را جمهوری اسلامی ایران در نظر می گیریم که با توجه به این موضوع سیستم ترسیمی به شکل زیر خواهد بود.

در این مدل سیبرنتیکی، سیسستم تابعه خلیج فارس به دو بخش سیستم کنترل کننده و کنترل شونده تقسیم می شود. در این مدل ایران کنترل کننده و شورای همکاری خلیج فارس، عراق و سیستم مداخله گر به عنوان کنترل شونده در نظر گرفته شده اند. برای پیاده سازی نظم مطلوب ایران در این سیستم این کشور باید برای تاسیس یک رژیم بین المللی به عنوان نهادی و سامانه منطقه­ای کنترل الگوهای رفتاری منطقه­ای اقدام نماید تا بتواند چهار کارکرد زیر را به انجام برساند.

  1. 1- پایدار سازی سیستم: که در اینجا موظف و حفظ مقادیر مفروض مورد نیاز برای ثبات سیستم می باشد. منظور این است که سیستم تابع خلیج فارس برای حفظ ثبات و صلح درون خود، مجبور به حفظ درجه معینی از ویژگی های ساختاری خود در برابر ورودیهای آشوب ساز (تغییرات داخلی و خارجی) می باشد.
  2. 2- کنترل برنامه ای: در اینجا این سیستم باید توانایی اجرای برنامه همگرایی بین واحدهای مربوطه را داشته باشد و سیستم مناسبی را برای حل بحران بین آنها پدید آورد. (برای نمونه حل اختلافات سرزمینی بین واحدها برای تسهیل فرآیند همگرایی)
  3. 3- ردیابی کردن تهدیدها که آن توانایی سیستم کنترل کننده جهت تشخیص تهدیدهای منطقه ای و آمادگی اقدام مطرح می شود.
  4. 4- بهینه سازی که سیستم کنترل کننده باید راهبردهای متعددی را در اختیار داشته باشد و بهترین آنها را برای جلوگیری از آشوبها و ستیزها به کار برد.

در خصوص توانمدی ایران جهت شکل دهی به چنین رژیم بین المللی باید به چند مسئله که در این پژوهش نیز به انها توجه شد اشاره کرد:

  • ساختار سیستم بین الملل
  • فرآیندهای درونی منطقه ی خاورمیانه در خصوص انرژی، اختلافات نژادی و دینی
  • ماهیت انقلاب اسلامی ایران
  • رهنمودهای رهبری و جهت گیری های وزارت خارجه و دولت
  • توانمندی های ایران و دیگر کشورهای منطقه

با توجه به این مقدمات می­توان راهبردهای پیش روی ایران برای منطقه خلیج فارس را ارزیابی کرد و بهترین سیاست ممکن را انتخاب نمود.

در ابتدا آرمان جامعه ی متحد اسلامی که ماهیتی برخاسته از دین اسلام و انقلاب اسلامی دارد به عنوان نقطه ی پایان استراتژی در نظر گرفته می شود و آن را به عنوان هدفی بلند مدت برای هر اقدام در جامعه ی بین المللی در نظر می گیریم که این مفهوم تحت عنوان امت واحده ی اسلامی در منطقه معنا می یابد، اما دستیابی بدین مفهوم که همان تحقق وعده ی خداوند به مستضعفان و صالحان است مسیر و عقلانیت خاص خود را می طلبد تا مسیر صحیح و استفاده از داشته ها مطرح نباشد دستیابی به این مهم محقق نمی گردد.

 

اهداف کنترل(با توجه به نتیجه گیری فصل 4)

1. حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف ها

2. مقابله با حضور و نفوذ آمریکا

3. ثبات سازی

4. رها سازی منطقه

5. خنثی سازی فشارهای سیاسی

6. مقابله با منزوی سازی و محدود سازی ایران

7. نهادسازی منطقه ای

8. ممانعت از امنیتی سازی

9. ارتقای مشروعیت منطقه ای

10. پیش گیری از بحران های منطقه ای

11. اعتماد سازی جمعی

12. هنجار سازی

13. نقش آفرینی نهادمند منطقه ای

14. تعامل گسترده

 

مدل سیستم کنترل شونده

  • عراق: ویژگی های سیستم کشور عراق
  • کشورهای شورای همکاری خلیج فارس: ساختار سیاسی و اجتماعی کشورهای عضو این شورا
  • سیستم مداخله گر: منافع و هزینه های حضور سیستم مداخله گر

قواعد بازی

  • ساختار هژمونیک ارشادی در سپهر جهانی
  • فرآیندهای درونی منطقه خلیج فارس
  • اصل آنارشی

کنترل کننده:

ایران

کنترل شونده:

  • سیستم مداخله گر
  • کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس
  • عراق

 

کنترل

بازخوران

 

در خصوص اختلافات مختلف درونی کشورهای اسلامی منطقه خلیج فارس همانگونه که در رهنمودهای مقام معظم رهبری و همچنین اعلام مواضع وزارت خارجه مطرح است هدف ایران حرکت به سمت همدلی و همراهی با کشورهای منطقه ی خلیج فارس است. اما چند مسئله در مقابل این تساهل ایستاده­اند:

1- اختلافات اعتقادی و دینی: این اختلافات دینی که هر از چند گاهی شعله ور تر شده و دامان مردم منطقه را می گیرد علاوه بر منشا درونی، از خارج از منطقه نیز تشدید می گردد.  هرچند از بین بردن این اختلافات به صورت کامل در زمان حاضر نا ممکن به نظر برسد ولی به حداقل رساندن آن گام بلندی است برای تحقق امت واحده اسلامی؛ بدین منظور ایران به عنوان پیش قراول وحدت در منطقه باید در سه مسیر متفاوت اقدام نماید. اول اینکه با استفاده از تبلیغات و همچنین دیپلماسی عمومی و مذاکرات کلاسیک با رهبران منطقه سعی در کم رنگ تر نمودن اختلافات با مردم و رهبران کشورهای منطقه نماید، مسیر دوم حرکت در خصوص تغییر حکومت رهبرانی است که به هیچ وجه سخن حق را نمی شنوند و به نوعی مصداق کسانی هستند که پنبه در گوش کرده و تنها مخالفت می کنند. اقدام در خصوص تغییر رژیم این حکومت ها در حوزه ی دیپلماسی عمومی و تبلیغات باید در استراتژی های کشور قرار بگیرد و همکاری با گروههای مخالف و حمایت همه جانبه ی آنها توسط نیروهای ایران می تواند به خوبی راه را برای همگرایی فراهم آورد. مسیر سومی که نیاز است ایران در راستای آن اقدام کند تعریف دشمن جدید به عنوان دیگری برای مردم منطقه و رهبران آنهاست، به نوعی که مردم منطقه درگیری های درونی میان خود را کنار گذاشته و یک "ما" ی جدید که شامل تمام مردم منطقه ی خلیج فارس است تعریف نمایند، بهترین دیگری یا همان دشمن رژیم صهیونیستی است که دشمنی آن با مردم منطقه ثابت شده است.

2- فشارها از طریق سیستم مداخله­گر؛ با توجه به اهمیت ذاتی که منطقه ی خلیج فارس دارد و ادامه توضیح داده شد و همچنین عدم توانمندی کشورهای منطقه برای تنظیم روابط، حضور قدرت مداخله گر در منطقه احساس می شود. با توجه به اهمیت مسئله ی اقتصاد در کشورهای غربی، کشورهای منطقه برای کم رنگ تر شدن حضور سیستم مداخله گر باید سیستمی جهت تامین امنیت انتقال انرژی طراحی نموده و به گونه ای رفتار نمایند که سیستم مداخله گر نیازی برای حضور در منطقه برای تامین امنیت انرژی نداشته باشد و به نوعی منطق فایده به هزینه، حضور نیروهای آنان را بی معنی جلوه دهد. و از طرف دیگر رفتار کشورهای قدرتمند از جمله ایران با کشورهای کوچک به گونه ای باشد که آنان احساس نیازی به حضور قدرت های مداخله گر برای حمایت از آنان احساس نکنند. تنها مسئله ای که در اینجا می تواند نقش ایفا کند مسئله ی رژیم صهیونیستی است. در خصوص این رژیم نیز کشورهای منطقه از جمله ایران تا جایی که می توانند باید افکار عمومی جهان را در خصوص ماهیت این رژیم روشن سازند تا از این طریق با فشارهایی که از طرف جامعه ی مدنی به دولت ها وارد می آید حامیان این رژیم در میان قدرت های جهانی کاسته شود. ما به خوبی در انتخاب رییس حزب کارگر بریتانیا و همچنین شکست همراهان رژیم صهیونیستی در رد برجام در سنای امریکا شاهد این موضوع هستیم که تاثیر بر افکار عمومی می تواند از حمایت قدرتهای برتر جهانی از رژیم صهیونیستی بکاهد.

3- اختلافات سرزمینی: این موضوع میراثی است از موافقت نامه «سایکس پیکو» و هدفی جز ایجاد نزاع در منطقه ی خاورمیانه نداشته است. حرکت به سمت همگرایی و محدود نمودن حاکمیت دولت ها در منطقه به خودی خود دولت های محلی را تقویت نموده و این مسئله از تعارضات منطقه ای می کاهد.

4- تقابل هویتی: این مسئله نیز امری قابل حل است. تبلیغات باعث تقابل اعراب و دیگر قومیت ها در منطقه شده است که این امر با استفاده از تبلیغات صحیح قابل حل است و این امر مسئله ای ذاتی نیست بلکه بر گرفته از رفتار گروهی از افراد است.

این مسئله روشن است که گفت گو با دولت ها و مردم منطقه به خوبی می تواند مسیر را جهت تشکیل رژیم موفق منطقه ای هموار سازد، این مسئله در کنار اقدام سخت در مقابل افرادیست که در مقابل این مسئله می ایستند.

بهترین مسیر از مسیر در زمان حاضر برای ایجاد رژیم منطقه­ای در خلیج فارس ایجاد یک توارن قدرت است که این بار به جای اینکه کشورهای منطقه در مقابل یکدیگر قرار بگیرند، طرف تقابل را رژیم صهیونیستی و متحدانش قرار دهند، این تقابل خود به خود از اختلافات درونی این کشورها می کاهد. البته در این توازن کشورهای منطقه باید توجه داشته باشند که با توجه به ساختار سیستم جهانی نباید تقابل زیاد قدرت های جهانی را برانگیزند و تنها استفاده از این رژیم در راستای وحدت بیشتر کشورهای اسلامی کافیت تا زمانی که این کشورها وحدت لازم را پیدا کرده و آن زمان تقابل با ساختار جهانی و حمایت از تمام مستضعفین جهان ممکن گردد.